خاطرات خانواده (شاد ) ما

“او يک فرشته بود“ در خانواده ما!

اول کلام با نام حق؛

اینجا مدتی است که از IRIB2 سریال او یک فرشته بود پخش می شود. ساعت پخش این سریال به وقت تورنتو ۱۰ شب است و علی القاعده در این ساعت باید بچه ها خواب باشند.

این هفته چون مارچ بریک (March Break) یعنی تعطیلات مدرسه است؛ بچه ها اجازه داشتند تا دو شب این سریال را ببیند. نکته خیلی حالب برای من این بود که بچه ها خیلی خوب معنی فرشته  و شیطان  را فهمیدند و نکته بامزه این بود که علیرضا علی رغم اشتیاق به دیدن این سریال از تیتراژ آن می ترسد و در هنگام پخش تیتراژ اول و آخر فیلم چشم ها و گوشهای خود را میگیرد تا چیزی نبیند و چیزی نشنود! حتی باعث شد که شب بترسد و دیر به خواب برود.

به نظرم باید به صدا و سیما یادآوری کرد که در ابتدای پخش هر برنامه ریتینگ (Rating) آن برنامه را هم اعلام کند تا بچه ها بدانند که آیا مجاز به دیدن هستند یا خیر!

شاد باشید

خانواده شاد

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٥/۱٢/٢۳ - عباسعلی خادمی

يک يادداشت فوری راجع به فيلم ۳۰۰

یک یادداشت خیلی فوری فوتی برای اعلام انزجار از حرکت های فرهنگی غیر اخلاقی هالی وود:

300 the movie

شما هم به این سایت خودی لینک بدهید.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٥/۱٢/٢۱ - عباسعلی خادمی

اولين کلام با نام حق

سلامی چو بوی خوش آشنایی؛

با سلام؛

راستش من اصلا از وبلاگ و وبلاگ نویسی خوشم نمی آید و حتی از کسانی که به این کار مشغول هستند انتقاد می کنم زیرا که با وقتی که برای وبلاگ صرف می کنند ؛ می توانند کارهای خیلی مثبت تری انجام دهند. ولی خوب وقتی یک چیزی مد میشود؛ دیگر نمی شدو کاری کرد و باید دستی بر آن کار داشت . برای همین هم چندین مرتبه از همسر دلبندم عطیه خانم خواهش کردم که یک وبلاگ برای خاندان ما درست کند که ایشان به علت ذیق وقت این امر مهم را انجام ندادند. این شد که مجبور شدم خودم دست به کار شوم.

راستش در زمانهای خیلی دور شاید ۱۵ سال پیش دلم می خواست که دفتر خاطراتی داشته باشم و دیگران بیایند آنرا بخوانند ولی خوب آن متعلق به زمان جوانی من است و روحیه امروز من با آنروز بسیار متفاوت است .

 همین جا هم به این نکته اشاره کنم که اصلا از زبان محاوره ای که در وبلاگها مرسوم است خوشم نمی آید که هیچ حتی متنفر هم هستم. خیلی از آداب و مرام های دیگر هم هست که به هیچوجه آنها را رعایت نخواهم کرد.

این فرصت خوبی است که در اینجا خود و خانواده ام را معرفی کنم

همسر عزیز من عطیه محمدی   Atieh Mohammadi

فرزند بزرگترم امیر حسین خادمی (Amir Hossein Khademi)

فرزند کوچکترم علیرضا خادمی (Ali Reza Khademi)

من هم عباسعلی خادمی (علی خادمی Abbas Ali Khademi)پدر خانواده هستم.

ما در ریچموندهیل در اونتاریوی کانادا زندگی می کنیم . امیدوارم در فرصتهای بعدی بتوانم مطالب بیشتری بنویسم. من نامه های الکترونیکی خود در یاهو را نمی خوانم. می توانید آدرس ایمیل من را در وب سایت شخصی خودم پیدا کنید.

شاد باشید

خانواده شاد خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٥/۱٢/٢٠ - عباسعلی خادمی