خاطرات خانواده (شاد ) ما

آخرین دید و بازدید عید؛ گرامی داشت میلاد نبی مکرم ؛ اسلیپ اور !

اول کلام با نام حق؛

یکشنبه شب ( ۸ آوریل‌‌ ) آخرین دید و بازدید عید را برگزار کردیم. منزل آخر؛ منزل حسین نژادی بود. مانند همیشه در میان آقایان بحث های داغی در جریان بود که از جمله آنها می توان به  انرژی هسته ای ؛ جشن هسته ای ؛ ملوانان انگلیسی و بحث های پراکنده از گوشه و کنار اشاره کرد.

امروز مجداد میلاد نبی مکرم اسلام با کیکی که توسط خانم نژادی تهیه شده بود؛ گرامی داشته شد. این هم عکسهایی که همسرم عطیه گرفته است.

 

 

از راست به چپ :‌ محمد ( دانیال ) علوی ؛ علیرضا خادمی ؛ سجاد نژادی ؛ امیرحسین خادمی ؛ امیر محمد هدایتی‌؛ محمد حسین وهابیان؛ 

پسر ها شب را منزل آقای نژادی خوابیدند و اصطلاحا اسلیپ اور کردند و برای آنها این یک شب به یاد ماندنی شد . امروز شنیدم که بچه ها تا نزدیکی سحر بیدار بوده اند و بازی می کرده اند.

انشاءالله رسول گرامی اسلام از ما راضی باشند.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد خادمی

علی خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱/٢٠ - عباسعلی خادمی

سالروز ولادت نبی مکرم اسلام مبارک باد

اول کلام با نام حق:

جمعه مصادف با سالروز ولادت نبی مکرم اسلام بود و دست بر قضا مصادف با Good Friday یا همان عید پاک بود که در آمریکای شمالی جزو معدود ایام تعطیل رسمی است.

ما ناهار منزل خانواده صمدی بودیم و بعدازظهر هم به مناسبت این ولادت خجسته؛ خانم ها یک کیک درست کردند تا این روز خاطره ای فراموش نشدنی برای بچه ها باشد.

 

 

عکس های بالا که با عجله زیاد گرفته شد ؛ گویای مراسم است.

انشاءالله رسول گرامی اسلام نیز از ما خشنود باشد.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد خادمی

علی خادمی

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱/۱۸ - عباسعلی خادمی

سالروز ازدواج من و همسرم

اول کلام با نام حق؛

برای خیلی ها سیزدهم فروردین ماه فقط روز فرار به دامان طبیعت بر اساس رسوم قدیمی است. برای خیلی ها هم سیزدهم فروردین یک روز کسل کننده است زیرا فردا باید بعد از حدود دوهفته گردش؛دید و بازدید؛ میوه و آجیل خوردن؛ تا دیر وقت میهمانی بودن و .... به سر کار بروند.

اما برای ما سیزدهم فروردین ماه یک روز تاریخی است زیرا مراسم ازدواج ما در این روز برگذار شده است. من مطمئن هستم هیچ یک از دوستان و اقوام ما تاریخ ازدواج ما را فراموش نمی کنند زیرا در یک روز استثنایی است.

دیشب برای دید و بازدید عید منزل یکی از دوستان بودیم و همه می پرسیدند برنامه فردا چیست و کجا شام دعوت هستند!

من همین جا این سالروز به به همسرم دلبندم عطیه محمدی تبریک می گویم و از او سپاسگزاری می کنم که در تمام این سالها با تمام تلخی ها و شیرینی های زندگی ما ساخته است. خصوصا در این سالهایی که ما ترک دیار و کاشانه کرده ایم و در کانادا ساکن شده ایم او سختی های بسیاری را تحمل کرده است.

عطیه عزیزم ؛ امیدوارم که سالیان دراز با خواست خداوند متعال ؛ صحیح و سالم و شاد باشی و سایه ات بالای سر ما باشد.

ما امشب برای یادبود سیزده فروردین شام را بیرون بودیم. این هم عکسهایی از شام:

 

 

 

اما دیشب: در ادامه دید و بازدیدهای عید به منزل عباس رحیمی رفتیم. آنجا یک میز بیلیارد بود که بچه ها با آن حسابی سرگرم شدند.

این هم یک عکس از بچه ها قبل از رفتن به میهمانی:

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱/۱۳ - عباسعلی خادمی

دید و بازدیدهای نوروزی

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

اینجا در دیار غربت خیلی چیزها عوض می شود. مثلا دید و بازدیدهای عید. در ایران که بودیم ؛ دید و بازدید عید برای من عذاب بود. من هیچ توجیهی برای آن نداشتم و با دیده انتقاد به آن نگاه می کردم‌: «اصلا چه معنی دارد که ما که چند دقیقه پیش فلانی را در بهمان خانه دیده ایم و سال خوبی را برای او آرزو کرده ایم؛ دوباره ساعتی بعد در یک خانه دیگر ببینیم و دوباره همان حرف ها...»

یادم می آید من به همسرم می گفتم که هرجور می خواهی برنامه ریزی کن که من دیگر از روز ۵ فروردین باید بروم سرکار و دیگر وقت ندارم. مرتبا می گفتم وقت من تلف می شود. و ایشان هم برای اینکه به خاطر رسوم مجبور بودیم تا خانه دورترین اقوام برویم؛ هی به من می گفت «علی جان یک جوری برنامه بریز اینجا و آنجا را هم برویم و من هم هی غر می زدم»

ولی اینجا شرایط فرق می کند. ما که اینجا هیچ قوم و خویشی نداریم و نیاز به داشتن ارتباط عاطفی داریم؛ دید و بازدیدهای عید فرق باید جدی گرفت . البته خیلی از دوستان را هم که اینجا می بینی؛ همان انتقاد ها را با زبان طنز مانند «خاله بازی» مطرح می کنند.

ما امسال هم مانند سال گذشته به دیدار دوستان و آشنایان رفتیم و کلی روحیه بچه ها عوض شد. در این رهگذر نوعی صله رحم هم انجام دادیم. امسال برای تنوع عکس هم گرفتم. نگاهی به آنها بیاندازید. ما روز های شنبه ۲۴ و یکشنبه ۲۵ مارچ را به دید و بازدید گذراندیم و عمدتا در ساختمان وینفورد بودیم.

یکی از مهمترین ویژگیهای دید و بازدیدهای نوروزی در برنامه ریزی آن است. هرکسی اعلام می کرد که در چه تاریخ و ساعتی منزل است و همه در آن تاریخ ولی با حدود ۲ ساعت تاخیر به دیدار وی می رفتند!

 

این عکس را در منزل آقای شیدایی قبل از صرف یک ناهار مختصر انداختیم.

ردیف بالا از راست به چپ : هدایتی ؛ شیدایی ؛ شیدایی ؛ عطیه محمدی همسر عزیز؛ شیدایی ؛ شیدایی

ردیف پایین از راست به چپ‌:‌امیر محمد ؛هستی؛ علیرضا؛ امیرحسین

این هم سفره هفت سین منزل آقای شیدایی:

سفره هفت سین نماد فرهنگ ایرانی

عکس بالا : میهمانی منزل آقای شیدایی

عکس بالا:‌عکاس باید تنوع و نوع آوری داشته باشد و برای شکار یک لحظه مناسب باید حاضر باشد همه جا برود. این عکس را از زیر میز گرفتم تا بتوانم همه آقایان را در عکس جا دهم.

از راست به چپ :‌برخوردارپور ؛ علوی ؛ شفیعی ؛ نوروزی ؛‌ حامد صمدی (مشغول بلند صحبت کردن!) ؛ رودی ؛‌ هدایتی؛ اکبری

در فرهنگ ایرانی حتی اگر دو نفر دور هم جمع شوند؛ باید از سیاست و اقتصاد صحبت کنند. در کلیه این مجالس ما از انرژی هسته ای؛ جنگ با ایران؛ ملوانان انگلیسی؛ اهانت یکی از مجلات ذاله به ساحت مقدس پیامبر گرامی (ص) صحبت کردیم.

عکس بالا: این عکس را دادم آقای شیدایی بگیرد تا خودم هم در عکس باشم.

این هم عکس خانم های مجلس

این عکس نشان می دهد که زیر یک سقف حداقل ١۵ خانواده دور هم جمع شده اند و برای لحظاتی فراموش کرده اند که ایران نیستند. تصورش را بکنید جمع بالا حدود ۶ مرتبه در یک روز ؛ همین طورکه در عکس می بینید؛  در خانه های مختلف دور هم جمع شدند ؛سال نو را تبریک گفتند و برای هم آروزی سلامتی کردند و بعد ادامه صحبت های مجلس قبلی

عکس بالا:‌این عکس را هم از بچه ها دسته جمعی گرفتم. دقت کنید که چگونه هرکدام از  بچه یک ژست و قیافه معنی دار و بچه گانه گرفته اند.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱/۱۱ - عباسعلی خادمی

سمعک جدید امیرحسین

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

ما بعد از فراز و نشیب های فراوان تصمیم به گرفتن سمعک پشت گوشی (‌ Behind the Ear)برای امیر حسین گرفتیم و آن را از انجمن شنوایی کانادا (  Canadian Hearing Society ) تهیه کردیم. روز شنبه ۲۴ آوریل هم موعد تحویل سمعک بود. بعد از گرفتن سمعک تصمیم گرفتیم در اطراف Casa Loma یک ساختمان قدیمی مانند یک قصر است؛قدم بزنیم. البته منتظر تابستان هستیم تا در یک فرصت مناسب از داخل این ساختمان هم دیدن بکنیم. این هم چند عکس یادگاری

 

 

 

 

 

این عکس را یک زوج خیلی مسن با دوربین خودمان از ما گرفتند. من هم در عوض یک عکس زیبا از آنها با دوربین خودشان گرفتم.

اعضای شاد خانواده ما ( از راست به چپ‌): عطیه محمدی - امیرحسین خادمی - علیرضا خادمی

 

 

این هم نمایی از CN Tower از محلی که قصر در آن قرار دارد.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱/۸ - عباسعلی خادمی

نوروز ۱۳۸۶:‌ قبل و بعد

اسرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

سال نو مبارک!

اکنون که این یادداشت را می نگارم ؛ پاسی از شب گذشته است. بعد از آنکه برخی از کارهای معوقه خود را انجام دادم؛ گفتم که بهتر است همین آلان یک یادداشت جدید بنویسم زیرا فردا فرصت چنین کاری را نخواهم داشت. البته هم اکنون حدود ۱۰ روز است که هیچ فرصتی برای نوشتن نداشته ام و همین امر مرا به تعجب وا می دارد که چطور بعضی ها از صبح تا شب و از شب تا صبح وبلاگ گردی می کنند و از اینکه برای دیگران نظر بگذارند یا اینکه دیگران برای آنها نظر ارسال کنند ؛ حال می کنند. بگذریم

 

خاطرات خانواده شاد را با خریدهای نوروزی آغاز می کنم. از آنجاییکه خیلی برای ما مهم است تا بچه ها فرهنگ ایرانی را فراموش نکنند؛ ما هر سال به بازار نوروزی می رویم و خریدهایی را برای سفره هفت سین و دیگر ملزومات انجام می دهیم. در تورنتو چندین بازار نوروزی برگذار می شود و ما سعی می کنیم از چندتایی دیدن کنیم. در این میان فرصتی دست داد تا با یک سفره هفت سین البته با پرچم شیر و خورشید عکس بگیریم:

تصویر در دسترس نیست

 

از راست به چپ :‌عطیه محمدی - امیرحسین خادمی - علیرضا خادمی

 

از راست به چپ عباسعلی ( علی ) خادمی ؛ عطیه محمدی  From right to left: Abbas Ali Khademi and Atieh Mohammadi 

و این هم عکس سفره هفت سین:

 

ما برای خرید ماهی قرمز به PetsMart رفتیم زیرا قیمت آن بسیار بهتر از فروشگاههای ایرانی بود. این هم عکس بچه ها در مقابل فروشگاه:

از راست به چپ :‌امیرحسین خادمی - علیرضا خادمی

یکی دیگر از وقایع نوروزی؛ تولد من است. این هم عکسهایی از کیک تولد من به همراه خودم. در اینجا لازم است تا از همسر دلبندم عطیه محمدی به خاطر این جشن تولد سپاسگزاری کنم. انشاءالله که خداوند به من و خانواده ام عمر طولانی همراه با سلامتی بدهد.

از راست به چپ: علیرضا خادمی - عباسعلی (علی) خادمی - امیرحسین خادمی

ما شب عید سبزی پلو با ماهی داشتیم و خوب طبق معمول بچه ها آنرا دوست نداشتند. من هم مجبور شدم آنها را کلی نصیحت ؛ سفارش و تهدید کنم تا بلکه قدری بخورند. ولی خوب این برای آنها خاطره ای شد تا یادشان بماند که در فرهنگ ایرانی شب عید باید سبزی پلو با ماهی خورد.

امسال هم در شرکت ما سفره هفت سین پا برجا بود. این هم عکسی از این سفره :

لازم به ذکر نیست که خوراکی های این سفره تا بعداز ظهر بیشتر دوام نیاورد.

این هم عکس سفره هفت سین خانه ما:

روز اول فروردین ۱۳۸۵ مصادف با چهارشنبه بود که به نوبه خود روز کاری بود ولی من که مرخصی گرفته بودم و بچه ها را هم به مدرسه نفرستادیم. برای ناهار به اتفاق خانواده های شیدایی و هدایتی به Mandarin که یک رستوران چینی است رفتیم و جای شما خالی خیلی خوش گذشت.

 

 

از راست به چپ‌: علیرضا خادمی ؛ امیرمحمد هدایتی ؛ عباسعلی (علی) خادمی ؛‌ جمال شیدایی ؛ علیرضا هدایتی ؛  مریم هدایتی ؛ هانیه شیدایی ؛‌فریبا شیدایی. این عکس توسط عطیه محمدی گرفته شده است.

بعد از آن هم به یک باشگاه بولینگ رفتیم:

خلاصه که روز پرخرجی بود!!! ولی خیلی خوش گذشت. امروز بقدری خندیدیم که حد نداشت.

شب هم خانواده ملکیان برای دید و بازدید عید آمدند. چون شیرینی نداشتیم من مجبور شدم که خودم کیک درست کنم. تعریف از خود نباشد خیلی خوشمزه شده بود.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱/٤ - عباسعلی خادمی