خاطرات خانواده (شاد ) ما

اولین شام پیک نیکی‌ (سال جاری‌) خارج از منزل

سر آغاز کلام با نام حق؛

هفته گذشته ( تعجب نکنید ۹ روز پیش ) برای اولین بار در سال جدید برای صرف شام پیک نیکی به یکی از پارکهای اطراف رفتیم.  کلا در تورنتو و حومه پارکهای زیادی وجود دارد که می توان برای بازی ؛ ورزش ؛ گردش ؛ باربیکیو و صرف غذا به آنجا رفت. برخی از این پارکها دریاچه طبیعی هم دارند. برای رسیدن به پارکی که ما به آنجا رفتیم باید حدود ۱۰ دقیقه رانندگی کرد. این پارک دارای یک دریاچه طبیعی و یک تریل برای پیاده روی دارد. زحمت شام را همسرم کشیده بود.

جای شما خالی یک شام مختصر مفید و خیلی خوشمزه ای بود.

بچه ها هم از این فرصت استفاده کردند و قدری با استفاده از امکانات پارک ؛ تاب سواری و سرسره سواری کردند. اصولا دوران بچگی ؛ دوران بسیار شیرینی است. بچه ها معنی خیلی از چیزها را مانند مسئولیت سنگین زندگی را نمی دانند. از سویی نباید دنیای شاد آنها را تحت تاثیر دارد و از سوی دیگر از هم اکنون باید آنها را برای پذیرش مسئولیت های خطیر آینده آماده کرد. ما در خانواده خود مرتبا به بچه ها یادآوری می کنیم که از هم اکنون باید برای ساختن آینده سعادتمند خود تلاش کنند. هرچند که یاد آوری بیش از حد؛ اثر کمتری دارد ولی به حکم قرآن باید مرتبا یادآوری کرد

 

بعد از صرف شام به سبک خارجی ها قدری هم در پارک قدم زدیم تا هم غذا حضم شود و هم اینکه دیداری از حیاط وحش پارک داشته باشیم.

 

ما در حین پیاده روی؛ یک غاز را دیدیم که در لانه خود خود روی تخم هایش خوابیده است. شما هم نگاهی به این غاز بیاندازید

 

 

تا اینجا همه چیز عادی تلقی می شود اما....

همانگونه که می بینید این غاز از توپ های گلف نگاهداری می کند. این غریزه حیوان است که او را وا می دارد تا دنبال چیزی مجازی باشد. من همواره از خودم سوال می کنم که آیا ما انسانها هم کارهایی انجامی می دهیم که از روی غریزه باشد و هیچ سودی نداشته نداشته باشد؟

 

علیرضا و امیرحسین هم در جلوی خانه زمستانی غازها یک عکس یادگاری گرفتند.

 

و مانند همیشه من و عطیه هم یک عکس یادگاری در کنار دریاچه گرفتیم

با یاد حق شاد باشید

علی خادمی

خانواده شاد

Ali Khademi

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/٢/٢٠ - عباسعلی خادمی

سرانجام زمستان رفت

اول کلام با نام حق؛

سرانجام جمعه گذشته ( یعنی ۷ روز پیش ) هوا آنقدر گرم شد که سیستم گرمایش را خاموش کردیم. این یعنی اتمام زمستان و آغاز روزهایی گرمتر و چقدر است حیف که عمر هوای گرم اینجا خیلی کم است. من همیشه از خودم می پرسم چی می شد اگر هوای انیجا هم مانند هوای کالیفرنیا معتدل بود.

شنبه و یکشنبه گذشته هوا بقدری خوب و عالی بود که حتی نیازی به پوشیدن کاپشن و یا لباس گرم نداشتیم. ما که از مدتها پیش منتظر گرم شدن هوا بودیم؛ از فرصت استفاده کرده و به لند اسکیپیگینگ ( Land Scaping ) پرداختیم. عمده وقت ما در این دو روز به نصب آلاچیق و تاب و منقل گازی گذشت و همسرم پا به پای من در نصب آنها کمک کرد. ایشان نقشه خوانی می کرد و بعد دستورالعمل های نصب را دنبال می کردیم.

اولین شبی که آلاچیق را نصب کردیم بچه ها خیلی هیجان داشتند و ما شام را بیرون و در آلاچیق خوردیم.

امیر حسین در هنگام صرف شیرکاکائو

 

علیرضا پس از صرف شیرکاکائو

علیرضا و امیرحسین سوار بر تاپ . همسرم کجاست؟

علیرضا در آلاچیق

امیرحسین روی تاب خوابیده بود.

یکی دیگر از کارهایی که در آخر یکشنبه گذشته انجام دادیم؛ رسیدگی به باغچه ؛ کاشت سبزیجات خانگی و چمن بود. من از کودکی عاشق باغبانی بودم و یادم می آید که در هنگامی که ۱۳ یا ۱۴ سال داشتم مسافت ها ی طولانی را پیاده می رفتم تا قدری بذر چمن و یا وسایل باغبانی بخرم تا بتوانم بلکه در باغچه جلوی خانه پدری ام کشاورزی کنم !‌

چون این باغچه کاری تجربه اول من بعد از ایام کودکی بود؛ از آقای سعادت هم خواهش کردم که به کمک من بیاد. ایشان هم به اتفاق خانواده به منزل ما آمدند و ضمن اینکه به من کمک کردند؛ خانواده ها هم دور هم جمع شدند.

یکی از دیگر تبعات گرم شدن هوا؛ ایجاد فرصت برای بچه برای رفتن به کوچه است . بچه ها چندین دوست در کوچه ما پیدا کرده اند. در اولین تجربه از این دست ؛ بچه ها بدون اطلاع ما به زمین بازی مدرسه رفته بودند و ما که نگران آنها شده بودیم ؛ مجبور شدیم که با ماشین دنبال آنها بگردیم. یادش به خیر . چقدر در ایام کودکی در خیابانها پرسه می زدیم و همین نگرانی را برای والدین خود درست می کردیم.

اکنون که این نوشته را می نگارم ؛ روز پنجشنبه است یعنی شش روز بعد. راستی که عمر چه سریع می گذرد . امروز هوا مجددا سرد بود به طوریکه مجبور شدیم مجددا سیستم گرمایش را روشن کنیم.

امروز میلاد امام حسن عسگری است . این روز فرخنده را به همه مخاطبان خانواده شاد تبریک می گویم.

 

با یاد حق شاد باشید.

علی خادمی

خانواده شاد خادمی

Author : Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/٢/٦ - عباسعلی خادمی