خاطرات خانواده (شاد ) ما

نهمین دیدار خانوادگی

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

شنبه هفته گذشته نهمین دیدار خانوادگی برگزار شد. در این دیدار دو خانواده جدید هم به جمع ما پیوستند که امیدوارم حضور آنها ادامه یابد. در این دیدار آقای اردهالی به علت مشغله های دانشگاهی نتوانست مطلبی را ارائه دهد ولی ما هم از بچه ها غافل نبوده و با آنها راچع به مبحث قرآن کار کردیم. داشتن کسی که بتواند محتوای دینی جلسه را حفظ کند برای تداوم این جلسات مهم است. راستش آنشب آرزو کردم که ای کاش پشتوانه مالی قوی داشتم که می توانستم این مشکل اساسی را حل کنم.

امشب مجددا بخشی از وقت جلسه به چگونگی جایزه دادن به بچه ها گذشت و این باعث گلگی برخی از اولیا شد که چرا از اصل قضیه غافل شده و به حواشی می پردازیم. از سوی دیگر هنوز اختلاف نظر پیرامون اینکه چه مقدار از وقت جلسه باید به کودکان اختصاص یابد ؛‌وجود دارد. به نظرم برخی از دوستان منتظر فرا رسیدن تابستان هستند تا شکل جلسات تغییر یابد.

من تعدادی عکس هم گرفته ام که می توانید آنها را در وب سایت دیداهای خانوادگی ببینید. البته چند عکس هم در اینجا برای خالی نبودن عریضه می گذارم.

happy family

 

happy family

 

happy family

 

happy family

  

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/٢٥ - عباسعلی خادمی

مایه افیون و تخدیر توده ها به روز آوری شد

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

این نوشته بروز آوری شده است.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/٢٤ - عباسعلی خادمی

اعلام آمادگی برای همکاری و کار!

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

دیروز در اخبار خواندم که یکی از ارگانهای نظامی کشور اقدام به ایجاد واحدی برای مبارزه با اقدامات غیر قانونی و براندازانه در فضای اینترنت کرده است و پس از ده ماه تلاش شبانه روزی موفق شده است شماری از این سایتها را شناسایی کند. از جمله این سایتها ؛ باید به سایتهای غیراخلاقی و مستهجن اشاره کرد.

همچنین در اخبار خواندم که شماری از افراد هم دستگیر شده اند و اعترافات آنها در تلوزیون ایران پخش شده است. جالب است که اینگونه از اعترافات در شبکه جام جم آمریکای شمالی و اروپا پخش نمی شود تا خدای ناکرده ایرانیان خارج از کشور؛‌دچار دلسردی و ترس نشوند!

از همه مهتر این است که این آقایان دریافته اند که بسیاری از این سایتهای مستهجن در آمریکا و کانادا و اسرائیل ثبت شده اند که نشان از نقش خرابکارانه این کشورها در امور کشور عزیزمان ایران را دارد.

راستش اکنون که دوره رکود در آمریکای شمالی است و من هم بدنبال کار دوم می گردم حاضرم که در صورت پرداخت دستمزد خوب؛ برای این مرکز کار کنم. من مطمئن هستم که کاری را که آقایان موفق شده اند در ده ماه کار شبانه روزی برای شناسایی این سایتها انجام دهند ؛ من در مدت زمان بسیار کوتاهتری آنهم شبها در منزل انجام دهم. در ضمن چند یادآوری هم باید بکنم:

١ - چاقو یک ابزار است. اگر در دست قاتل بیافتد آلت قتل است و اگر در دست یک جراح متبحر قرار بگیرد؛ می تواند( به خواست خداوند‌)  وسیله نجات جان یک انسان شود. اینترنت هم مانند همین چاقو است. در کشورهای غربی هم آدمهای خوب و بد هستند. آدمهای خوب سایتهای خوب و آدمهای بد سایتهای مستهجن راه می اندازند. این ربطی به دولت ها ندارد. به نظرم باید خدا را شکر کرد که این کشورهای غربی زیرساخت خیلی خوبی را برای اینترنت فراهم کرده اند که حتی خیلی از ارگانهای دولتی ایران هم از این زیرساختها استفاده می کنند. این جوانمردانه نیست که دشمن را کس دیگری معرفی کنیم.

٢ - هیچکس با مستهجن بودن موافق نیست ولی به نظرم مشکل فعلی در ایران ( که البته نمی دانم چه کسی مسئول آن است ) عواملی است که آن را رواج می دهد. یادم می آید که آقای ده نمکی در زمان ریاست جمهوری خاتمی یک فیلم داغ ساخته بودند که چه نشسته اید مملکت پر از فحشا شده است. مطمئن هستم آن فیلم برای دولت فعلی هم معتبر است ( هرچند آقای ده نمکی چشم خود را به سوژه های دیگر دوخته اندتا هم از موضوع فحشا چشم بردارند و هم قدری پولدار شوند!). نمی دانم چه کسی باید در این مسیر گام بردارد.

٣ - در خبرها خواندم که این واحد موفق شده است که افرادی را هم دستگیر کند. راستش اگر انشاءالله رابطه ایران و آمریکا خوب شود و دو کشور پیمان امنیتی و تبادل مجرم امضا کنند ؛ برای ایران بسیار خوب خواهد شد زیرا می تواند تقاضای استرداد تعداد زیادی از مجرمین مشغول به کار در هالیوود ولی را بنماید. شاید در میان آنها معدودی ایرانی هم باشد.

۴ - در مورد شناسایی وبلاگها باید بگویم که کار کمی سخت تر است ولی بازهم ده ماه کار شبانه روزی نمی خواهد. البته باید توجه افراد این واحد را به نکته جلب کنم که برخی از مستهجن نویسها مدتی است که از واژه های تابلو استفاده نمی کنند. برای همین منظور افراد این واحد سعی کنند که بدنبال واژه های جدید بگردند.

۵ - به نظرم یکی از راهکارهای مناسب در شرایط فعلی تبدیل ایران به زیرساخت پرقدرت اینترنتی دنیا است. در این صورت این واحد کنترل بیشتری بر روی دست اندرکاران سودآورترین تجارت اینترنتی دنیا خواهد داشت.

منتظر پیشنهادات همکاری هستم.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/٢٤ - عباسعلی خادمی

مبارک است انشاءالله

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

happy family

 

دیشب ما به مسجد امام علی (ع)‌رفتیم تا در مراسم عروسی یکی از دوستان شرکت کنیم. این اولین موقعیت برای امیرحسین و علیرضا بود تا شاهد مراسم عقد به سنت ایرانی باشند. خانواده ( شاد ) ما این مناسبت را به این زوج جوان تبریک گفته و آرزوی زندگی شاد و سعادتمند همراه با سفرهای زیارتی و سیاحتی متعدد برای این زوج و همه خانواده ها دارد.

دیشب من و عطیه خانم هم از فرصت استفاده کرده و یک عکس یادگاری با سفره عقد انداختیم.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/۱۸ - عباسعلی خادمی

مایه افیون و تخدیر توده ها!

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 چند شب پیش در ادامه دید و بازدیدهای نوروزی؛ به منزل یکی از دوستان در محله خودمان رفته بودیم. خانواده های دیگری هم بودند که دست بر قضا همه آنها در همین محله خودمان زندگی می کنند.

طبیعی است که وقتی دوستان در کنار هم جمع می شوند؛ از هر دری صحبت می شود از جمله سیاست ؛‌فرهنگ ؛ هنر ؛ وضعیت ایران و ...

نوبت به وضعیت اقتصادی که رسید؛ یکی از دوستان اشاره به پایین آمدن شدید نرخ بهره کرد و گفت که این پایین آمدن نرخ باعث شده است که کسانی که نرخ بهره آنها متغیر است ؛‌حداقل سالانه ١٢٠٠٠ دلار کمتر بهره بپردازند. این یعنی اینکه در سال ١٢٠٠٠ دلار و یا در ماه هزار دلار به قدرت مالی آنها اضافه شده است. این گروه یک برگ برنده دیگر هم در دست دارند. علی رغم افت قیمت خانه ها؛‌اینها ضرر کمتری می کنند زیرا عملا هزینه کمتری را برای خانه خود پرداخت می کنند.

در مقابل کسانی هستند که نرخ بهره آنها ثابت است. یعنی هنگامی که از بانک وام می گرفتند؛ تصمیم گرفتند ریسک نکنند و صرف نظر از نوسانات نرخ بهره (‌چه بالا برود و چه پایین بیاید) نرخ ثابتی را بپردازند.

بدیهی است که در این ایام ؛ آنهایی که ریسک کرده بودند ( و به تعبیری خوش شانس بوده اند )  اکنون از نظر مالی دغدغه خاطر کمتری دارند و شاید بدیهی باشد که خوشحال باشند و یا در مقابل آنهایی که نرخ ثابت دارند ناراحت باشند و یا افسوس بخورند و یا اینکه به شانس بد خود ناسزا بگویند.

این را هم یادآوری کنم که در آن جمع دوستانه و خانوادگی؛ از هر دو گروه حضور داشتند. کسانی که نرخ بهره متغیر داشتند و کسانی که نرخ بهره ثابت. و این را هم یادآوری کنم که از اینجا به بعد؛ بحث روی افراد نیست بلکه بحث کلی پیرامون رفتار ما در چالشهای زندگی است.

 اما در کش و غوث این بحث من در افکار دیگری غوطه می خوردم. افکاری که شاید طرحش در این جمع نه به درد می خورد و نه بازتاب خوبی داشت. من داشتم فکر می کردم که وقتی همه چیز در این دنیا امتحان است؛ آیا اعضای این دو گروه هم این را می دانند؟ به نص صریح قرآن کریم؛ ما به دارایی و نداری و به سلامتی و بیماری آزمایش می شویم.

خداوند بر اساس سنت خود ؛ روزی را برای برخی از بندگان خود بسط می دهد ولی آیا آنهایی که خداوند روزی را برایشان بسط داده است؛آنرا از جانب درآیت خود می دانند و می گویند این را بر اساس علم و زرنگی خود بدست آورده ایم یا از به حساب خرشانسی می گذارند و یا آنرا از جانب خداوند می دانند؟

آیا آنهایی که این گسترش روزی را از جانب خداوند می دانند؛‌این را یک موحبت میدانند و یا یک آزمایش؟

آیا آنهایی که این گسترش در روزی را از جانب خداوند می دانند؛ "حقی معلوم" را در نظر می گیرند تا آنگونه که به آن امر شده اند؛‌عمل کنند.

آیا آنهایی که هم اکنون با این گسترش در روزی مواجه هستند و از این باب خوشنود  هستند (یا به فرمایش قرآن کریم مصداق "فرحوا بها" هستند)؛ اگر بعد از مدتی انگیزه این خوشنودی را از دست بدهند؛ چه رفتاری در پیش خواهند گرفت؟

آیا آنهایی که هم اکنون با این گسترش در روزی مواجه هستند؛ هر لحظه که به یاد این نعمت الهی می افتند؛ آیه کریمه "هذا من فضل ربی لیبلونی ءاشکر ام اکفر" را تلاوت می کنند؟

آیا آنهایی که هم اکنون احساس می کنند روزی آنها قبض یافته است؛ این را از شانس بد خود می دانند یا از کم لطفی خداوند می دانند؟ آیا مایوسانه خداوند را می خوانند تا این مشکل را از آنها دور کند؟ آیا آنان خدای ناکرده مرتکب گناهی شده اند که باعث بسته شدن در نعمت بر روی آنان است؟

آیا افراد این دو گروه می دانند همه چیز این دنیا در حد چشیدن است و دنیا میوه ندارد و آنچه در این دنیا هست در حد شکوفه ای بیش نیست؟

خداوند در سوره حدید می فرماید که دنیا طوری تنظیم شده است که همه چیز امتحان است. نه به آنچه که به شما عطا شده خوشنود باشید و نه برای آنچه که از شما گرفته شده ناراحت.

تمام اینها مقدمه ای بود برای چالش فکری من. یادم می آید که هنگامی که در دبیرستان بودم ؛‌سرم درد می کرد برای اینکه مطالب مختلف را بخوانم و جملات قلمبه یاد بگیرم و در بحث هایی که میان من و دوستانم پیش می گرفت؛‌ آنها را مطرح کنم. در آن زمان جمله ای را از مارکس خواندم که گفته بود "دین مایه افیون و تخدیر توده ها است" یا به عبارت دیگر از دین به نام Opium of People نام برده بود زیرا دین ابزاری در دست حکمرانان جبار برای تطاول و ستم به زیردستان و توجیه (بخوانید تسکین) درد و رنج آن قشر بود. البته این تنها مارکس نبوده و نیست که چنین عقیده ای دارد. خیلی از دولت مردان امروزی نیز چنین عقیده ای دارند و علت بوجود آمدن حکومت هاس سکولار (بخوانید دین گریز) همین است. به عبارت دقیقتر ، دین گریزی ؛ که کاملا مغایر با فطرت خدادادی انسان است ؛ ریشه تمامی این قبیل اعتقادات است. به نظر من خیلی از ما ها هم به طور عملی به این عبارت مارکس معتقد هستیم هر چند که به وحدانیت خداوند و توحید فاعلی ایمان داریم.

براستی آیا ما حق داریم بی عرضگی خود را با جمله "این خواست خداوند است" توجیه کنیم؟ آیا "خواست خداوند" مغایر با تلاش ما انسانها است؟ آیا تلاش ما انسانها مغایر با تسلیم بودن در برابر خواست خداوند است؟ جایگاه دعای ما در این میان چیست؟

اینها بخشی از چالشهایی بود که در میانه بحث از ذهن من می گذشت. چالشهایی که حتی اگر من بخواهم از کنار آنها بگذرم؛ توجیه آنها برای امیرحسین و علیرضا کار آسانی نخواهد بود. بزودی روزی خواهد رسید که علیرضا و امیرحسین می گویند دعا کن تا فلان موفقیت را بدست آوریم. در آن روز پاسخ من چه باید باشد؟ آیا باید بگویم هم دعا کنید و هم تلاش؛ ولی اگر به موفقیت دست پیدا نکردید؛بدانید که به اندازه کافی تلاش نکرده اید! در این صورت اگر از من بپرسند خوب اگر به تلاش است ؛ دیگر دعا به چه کار می آید؟ چه پاسخی باید بدهم. اگر بگویم حتما حکمتی و یا خیری در این امر بوده است؛ آیا آنها باید پذیرا باشند؟ آیا این پاسخ باعث نخواهد شد که آنها دست از تلاش برداشته و منتظر خیر و حکمت الهی بنشینند؟

من آنشب به کسی که این بحث را شروع کرده بود خیلی مختصر داستان همکارمان در شرکت کواد را گفتم که او تلاش بسیار کرد تا آنجا که می تواند سریعتر قسط خانه خود را بپردازد به طوری که حتی سعی می کرد مسافرت نرود ولی عمر او کفاف نداد تا شاهد بازپرداخت وام خانه خود باشد. من با زبان بی زبانی خواستم بگویم ( یا شاید خواستم خودم را تسکین دهم ) که این دنیا ارزش خوشحالی و ناراحتی را ندارد و چه خوشی و چه ناخوشی زودگذر خواهد بود. هر چند که برخی بیشتر از دیگران از شکوفه های این دنیا بهره مند هستند و ممکن است تا آخر عمر از آنها نصیب داشته باشند ولی به هرحال همه چیز می گذرد!

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/۱٦ - عباسعلی خادمی

روز طبیعت - سالروز ازدواج ما

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

برای خیلی ها سیزدهم فروردین ماه فقط روز فرار به دامان طبیعت بر اساس رسوم قدیمی است. برای خیلی ها هم سیزدهم فروردین یک روز کسل کننده است زیرا فردا باید بعد از حدود دوهفته گردش؛دید و بازدید؛ میوه و آجیل خوردن؛ تا دیر وقت میهمانی بودن و .... به سر کار بروند. برخی هم می گویند که سیزده نحص است!

اما برای ما سیزدهم فروردین ماه یک روز تاریخی است زیرا مراسم ازدواج ما در این روز برگذار شده است. من مطمئن هستم هیچ یک از دوستان و اقوام ما تاریخ ازدواج ما را فراموش نمی کنند زیرا در یک روز استثنایی است.

من همین جا این مناسبت را به همسرم دلبندم عطیه محمدی تبریک می گویم و از او سپاسگزاری می کنم که در تمام این سالها با تمام تلخی ها و شیرینی های زندگی ما ساخته است. خصوصا در این سالهایی که ما ترک دیار و کاشانه کرده ایم و در کانادا ساکن شده ایم او سختی های بسیاری را تحمل کرده است.

عطیه عزیزم ؛ امیدوارم که سالیان دراز با خواست خداوند متعال ؛ صحیح و سالم و شاد باشی و سایه ات بالای سر ما باشد.

امسال از یک هفته قبل سوال بچه ها از ما این بود که بالاخره برنامه امشب چیست و قرار است شام را کجا بخوریم؟!! وقتی من به آنها گفتم که خودم شام پیتزا درست می کنم؛‌بچه ها گفتند مگر می شود در چنین مناسبت مهمی شام را در خانه صرف کرد؟ راستش نمی دانم از نظر آنها کدام مهمتر است انیورسری ازدواج و یا شام!

در ادامه عکسهای امشب را خواهیم دید:

happy family

 عطیه خانم در حال ضرر زدن به راجرز!

 

happy family

 امیرحسین و من

happy family

 علیرضا با ژست مخصوص!

happy family

 عطیه خانم و من

happy family

بچه ها خیلی پیتزا دوست دارند.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/۱۳ - عباسعلی خادمی

هشتمین دیدار خانوادگی در خانه ما

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

شنبه هفته گذشته هشتمین دیدار خانوادگی با میزبانی خانواده (شاد)‌ ما برگزار شد. خدا را شکر دیدار بسیار خوبی بود.

یکی از مسائلی که هنوز با آن دست به گریبان هستیم؛ عدم اطمینان قطعی از حضور میهمانان است. بدیهی است میزبان دوست دارد با برنامه ریزی مناسب ؛‌به بهترین وجهی از میهمانان خود (هرچند که قرار است پذیرایی ساده باشد) پذیرایی کند. حال تصور کنید که میزبان تا آخرین لحظه نداند بالاخره چه کسانی می آیند و چه کسانی نمی آیند؛‌ نمی تواند آمار دقیقی داشته و سرانجام مثلا یا کلی غذا کم می آورد و یا کلی زیاد.

حتی "آخرین لحظه" نیز معلوم نیست چه زمانی است زیرا عموما میهمانان سر وقت نمی آیند. هر کس یک ساعتی می آید و برخی هم بدون اطلاع نمی آیند. مثلا یکی از دوستان شب قبل از جلسه گفته بود که می آید و ساعت ١٠ شب که به او زنگ زدم که پس کجایید در پاسخ گفت که میهمان داریم و نمی آییم! به اینگونه از دلایل است که من می گویم یازدهم سپتامبر نمی توانسته کار ایرانی ها باشد!

امشب برای اولین بار؛ خانواده های یقطین و گودرزی در جمع ما حضور پیدا کردند که امیدوارم حضور آنها در جمع خانوادگی ما ادامه یابد.

امشب علیرضا با کمک من یک پرزنتیشن راجع به سلسله انبیاء آماده کرده بود. پرزنتیشن خوبی بود ولی خوب وقت کم آوردیم و مجبور شدیم که آخرهای آن را خیلی سریع ارائه کنیم. در صورت تمایل به دیدن این پرزنتیشن ؛ آنرا از وب سایت دیدارهای خانوادگی دانلود کنید.

موضوع چگونگی اختصاص وقت جلسه بین کودکان و بزرگترها نیز یکی دیگر موضوعاتی بود که بخشی از وقت جلسه را به خود اختصاص داد. آخرین تصمیمات را می توانید در وب سایت بخوانید.

امشب چندین عکس هم گرفتم که سه تا از آنها را اینجا گذاشته ام. در صورت تمایل به دیدن مجموعه کامل عکسها به وب سایت دیدار هفتگی خانوادگی مراجعه کنید.

happy family

 علیرضا در حال ارائه پرزنتیشن

happy family

 بحث آقای اردهالی

happy family

 بازهم درس سادگی: این نمای آشپزخانه بعد از ترک بیش از ٣٠ نفر میهمان است. لازم به یادآوری است که شام ساندویچ همبرگر و سالاد ماکارونی بود که تعریف از خود نباشد؛ بسیار خوشمزه شده بود.

 

 با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/۱۳ - عباسعلی خادمی

با کمی تاخیر،‌سالروز تولد خودم!

سرآغاز کلام با نام زیبای حق،

هفته پیش چهلمین سالگرد تولد من بود. خدا را سپاس می گویم که به من به این اندازه عمر داده است تا به سنین میان سالی برسم و در عین حال با اندوه فراوان با بهار جوانی چه بخواهم و چه نخواهم باید خداحافظی کنم هرچند که دلم جوان خواهد ماند. در اینجا لازم است به آیه "و من نعمره ننکسه فی الخلق افلا یعقلون" از سوره مبارکه یس اشاره کنم که می فرماید هر آنکس را که عمر بیشتر دهیم؛‌درخلقتش نقصان بیشتری ایجاد می کنیم پس چرا تعقل نمی کنند؟

البته چهل سالگی سن تکمیل خرد است و بسیاری از پیامبران از جمله پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) ، در چهل سالگی به رسالت مبعوث شده اند. من ورود به این مرحله جدید از عمر خدادادی ام را گرامی می دارم و از خداوند متعال آرزوی سلامتی و تندرستی و عزت در ایام آتی عمرم را دارم. آمین

از اینها که بگذریم ،‌اعضای خانواده شاد ما نیز این روز را گرامی داشتند. جمعه بعدازظهر که من به خانه آمدم، درست مثل فیلم ها چراغ و نیز شمع کیک تولد من یک دفعه روشن شد و بچه ها ”تولدت مبارک” را خواندند.

البته امسال میهمان عزیزی هم داشتیم. آقای اردهالی و خانمشان که بدون اطلاع از برنامه جشن تولد من به خانه ما آمده بودند،‌در شادی ما شریک شدند.

ما چندین عکس هم گرفتیم که من آنها را در اینجا گذاشته ام. همچنین از همسر و فرزندانم که این روز را گرامی داشتند،‌سپاسگزاری می کنم.

happy family

 

happy family

 عکس دسته جمعی خانواده (شاد) ما

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/٩ - عباسعلی خادمی

باخت تیم ملی فوتبال مقابل عربستان - شانس یا تقدیر؟

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

امروز مسابقه تیم ملی فوتبال ایران مقابل تیم ملی عربستان بود و ( خانواده شاد ) ما هم مانند بسیاری دیگر از ایرانیان این مسابقه به صورت زنده تماشا کردیم.

راستش وقتی ایران اولین گل را در نیمه دوم زد بسیار خوشحال شدیم و هورا کشیدیم ولی وقتی (ناباروانه) بازی برده مساوی شد و بعد خیلی راحت باختیم؛ خیلی حالمان گرفته شد و روزمان واقعا خراب شد.

ایران در نیمه اول بسیار تهاجمی بازی کرد و چندین فرصت گل را از داد نمی دانم آیا باید نام آنرا شانس گذاشت و یا تقدیر. اگر ( به اشتباه‌ ) همه چیز را به شانس بگیریم؛ خوب چرا تیم ایران بدشانس بود؟ چرا شانسکی توپها به جای آنکه به اوت بروند به داخل دروازه نرفتند؟

راستی اگر زندگی شانسکی است؛ چرا بعضی ها خوش شانس هستند و مرتبا به چراغ سبز می خورند و به فرمایش قرآن کریم مشمول "فرحین بها" هستند و چرا زندگی با بعضی ها سر ناسازگاری دارد و لنگان لنگان هم که راه می روند؛ باید پشت چراغ قرمز هم معطل شوند؟

اگر همه چیز تقدیر الهی است ( که هست - حتی لیس للانسان الی ما سعی ) آیا جایی برای ما می ماند که سوال کنیم چرا تقدیر نبود ایران ببرد؟ چرا تقدیر نبود حال عربها گرفته شود؟ چرا تقدیر نبود الآن به جای شادی میان عرب ها ؛ ایرانی ها خوشحال باشند؟

شاید بگویید بابا عربها این همه خرج فوتبال کردند و حالا هم دارند نتیجه آن را می بینند؛ باید بگویم که شانس و یا تقدیر می تواند جای همه چیز را عوض کند.

باز هم آرزو می کنم سال جدید سالی توام با پیروزی و سربلندی برای همه ایرانی ها باشد.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/۸ - عباسعلی خادمی

ناهار روز اول فروردین 1388

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

امسال هم سعی کردیم مانند سنت همه ساله ؛ اولین روز سال را در جمع دوستان و آشنایان ناهار را صرف کنیم. ولی ناهار امسال چند تفاوت با سالهای قبل داشت:

١ - از آنجاییکه نمی خواستیم میزبان را به زحمت بیش از حد بیاندازیم؛  هرساله هرکس خودش غذا را در منزل خودش درست می کرد و به خانه میزبان می آورد. امسال لابی خانم ها تصمیم گرفتند به جای پختن غذا؛ غذا از بیرون خریده شود و هرکسی سهم خود را بپردازد.

٢ - امسال رکورد جمعیت شکسته شد و جمعیتی بالغ بر صد نفر اعم از خانم؛ آقا و کودک برای ناهار آمدند.

٣ - امسال از یک وب سایت برای اطلاع رسانی استفاده کردیم و سعی شد تا همه در جریان آخرین تحولات از طریق این وب سایت قرار گیرند.

مسائل حاشیه ای مختلفی هم در این میان وجود داشت که شاید مهمترین آنها محل تهیه غذا بود. اصولا یکی از مشکلات این دیار تهیه گوشت حلال و اطمینان از صحت حلالیت گوشت است. خوب ممکن است بگویید که راه حل خیلی ساده است: از یک رستوران ایرانی که می گوید غذاهای من با گوشت حلال پخت می شود

اما مسئله به این سادگی نیست. برخی از دوستان ما بسیار در این مورد باریک بین و حساس هستند و می گویند اگر چه خیلی از رستورانها ادعا می کنند که گوشت حلال عرضه می کنند ولی واقعیت امر چیز دیگری است. این دوستان برای اثبات ادعای خود ؛ دلایل مختلفی هم می آورند. از جمله اینکه :

- ما خودمان دیدیم که گوشت و مرغ مصرفی فلان فروشگاه توسط یک خارجی حمل و تحویل شده

- فلان شخص گفته است که فقط فلان رستوران گوشت حلال عرضه می کند

- به حرف فلان رستوران که مشروبات الکلی سرو می کند؛ اعتماد نکنید

- یکی از دوستان هم می گفت که علما گفته اند؛ حرف فروشنده شرط نیست و خودباید بروی تحقیق کنی!

باری به هرجهت ما برای اینکه خیلی در این قضیه گرفتار نشویم ؛ سعی کردیم از رستورانی غذا تهیه کنیم که می گفتند حتما گوشت حلال دارد. من معتقد بودم که اگرچه از صاحب این رستوران باید حمایت کنیم ولی ایشان هم باید بتواند که با بازار کیفیت و قیمت رقابت کند.

از اینها که بگذریم ؛ باید بگویم که امسال برای هماهنگی ناهار روز اول فروردین تلاش بسیاری کردیم تا همه بیایند و دور هم جمع شویم و خدا را شکر روز خوبی بود. این هم نوعی صله رحم برای ماهایی است که اقوام خود را در اینجا نداریم.

 در اینجا جا دارد که از میزبان ناهار روز اول فروردین ( آقای شفیعی ) از طرف خودم و همه حاضرین تشکر کنم.

امسال قرار شد تا همین دیدار ؛ به منزله دید و بازدید عید باشد و دیگر به طور مجزا به عنوان عید دیدنی به خانه یکدیگر نرویم.  البته امیدوارم طوری نشود که این دوستان را مجددا عید سال آینده ببینیم!

من تعدادی عکس هم گرفتم که همه آنها را در گالری عکس وب سایت می توانید ببینید. برای خالی نبودن عریضه؛  چند عکس هم در اینجا می گذارم:

 

happy family

 

happy family

 

happy family

 

happy family

 خرما و قند جزو سفره هفت سین نبود. من یادم رفت آنها را بردارم و عکس بگیرم!

happy family

 

happy family

 

happy family

 

happy family

الرجال القائمون المنتظرین لنسائهم

 این آقایان را که می بینید همینجوری ایستاده اند تا ببینند همسرشان چه هنگام تصمیم به ترک مجلس می گیرد و آنگاه مجلس را ترک کنند.

happy family

 

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/٦ - عباسعلی خادمی

ناهار روز عید 1388

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

مجددا حلول سال ١٣٨٨ را تبریک می گویم. هرچند که عید نوروز در فرهنگ این دیار برای غیرایرانی ها شناخته شده است؛ ولی به طور رسمی جشنی برای آن برپا نمی شود و این روز هم تعطیل رسمی نیست و صد البته در رسانه های رسمی انگلیسی زبان هم آنچنان توجهی به آن نمی شود.

به همین جهت ما این روز را با ابتکار خودمان گرامی می داشته و سنتهای آنرا به فرزندانمان یاد می دهیم. بچه ها بخوبی می دانند که یکی از مهمترین چیزها ؛ عیدی است و این را هم می دانند که غیر از پدر و مادر نمی توانند از دیگران انتظار عیدی داشته باشند!

ما در این روز سعی می کنیم کنار هم باشیم و برای این منظور اگر نوروز به روزهای کاری بیافتد؛‌باید مرخصی بگیریم و حتی الامکان ( به سنت سالهای گذشته ) سعی می کنیم ناهار را بیرون باشیم. 

( خانواده شاد )‌ ما امسال  ناهار به رستوران فرانکی تومیتو رفتیم. تعدادی عکس هم گرفته ام که در ادامه آنها را می بینید.

 

happy family

 

happy family

 بچه ها عاشق پیتزا هستند. متاسفانه امیرحسین امروز قدری ناخوش بود و نتوانست حسابی پیتزا بخورد

happy family

 من بسیار طرفدار سالاد هستم

happy family

 همسر دلبندم عطیه محمدی

happy family

 این رستوران دکورهای زیبایی دارد

happy family

 

happy family

 

happy family

 

happy family

 عکس یادگاری ما با خانواده شیدایی

happy family

 عکس یادگاری خودم و همسرم که خودمان آنرا انداختیم

happy family

 عکس یادگاری ما با سردر ورودی رستوران

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/٥ - عباسعلی خادمی