خاطرات خانواده (شاد ) ما

به بهانه سالگرد قدم نهادن انسان بر ماه

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

٢٠ جولای سالروز قدم گذاشتن انسان بر کره ماه است. آرزویی که قرنها در ذهن ابنای بشر موج می زده و از داوینچی گرفته تا ژولورن و خیلی های دیگر برای آن ایده پردازی و کرده ؛‌داستان نوشته و برنامه ریخته اند.

امشب بسیاری از کانالهای تلوزیونی به همین مناسبت برنامه های ویژه ای را پخش کردند و من هم تماشاگر آنها بودم. یکی از کانالها اقدام به پخش فیلمهای برداشته شده از اولین فرود بر کره ماه ؛‌ کرده بود و راستش بعد از دیدن این فیلم مستند باید بگویم که باور من به اینکه بشر ۴٠ سال پیش با آن امکانات بر روی ماه قدم گذاشته است؛ کمتر شد.

خیلی ها معتقد هستند که واقعا کره ماهی در کار نبود که بر روی آن فرود بیایند و همه فیلم بوده است و سر مردم را گول مالیده اند و تازه همین شائبه دست آویزی برای ساخت بسیاری از فیلمهای دیگر شد.

من که کارشناس امر نیستم؛‌اگر بشر در آن هنگام توانسته چنین کاری را انجام دهد؛ می بایست که هم اکنون بتواند پا بر کره مریخ بگذارد. اگر هم واقعا در آن زمان چنین اتفاقی افتاده واقعا یک معجزه بوده است. همین الان با وجود تجربه سقوط چندین شاتل؛ بعد از پرواز شاتل؛‌بازگشت آن با کرام الکاتبین است و هزار تا مشکل برای آن با وجود تکنولوژی روز پیش می آید. چه برسد به ۴٠ سال پیش. البته بازنگری فیلمهایی که در آن هنگام تهیه شده است سوالات بسیاری را مطرح می کند. مثلا چرا پرچم پارچه ای کاملا صاف در جو کره ماه ایستاد ؟ مگر آنجا هم باد می آید؟‌و یا فیلمهایی که در جو کره ماه مورد استفاده قرار گرفت؛‌آیا اصلا در آن درجه حرارت می توانسته اند دوام آورده و خراب نشوند یا نحوه راه رفتن آن فضانوردان و یا نمای چکش کوبیدن بر روی میله پرچم و سوالهای دیگر....

بگذریم؛ اگر برای فرود به ماه این همه کار و زمان نیاز باشد؛‌چقدر طول خواهد کشید تا بشر مادی بتواند عرض آسمانها را براحتی و در زمان کوتاهی طی کند؟ آرزویی که هم اکنون در فیلمها نشان داده می شود.

این را هم یادآوری کنم که اصولا آسمان شب (صاف ) بسیار زیبا است و شاهد این ادعا آیه شریفه "انا زینا السماءالدنیا به زینة الکواکب" می باشد. من همواره با خود فکر می کنم که خیلی حیف است این همه ستاره در آسمان است ولی هیچکدام از آنها به خانواده شاد ما تعلق ندارد!

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/۳٠ - عباسعلی خادمی

نگار من ....

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت           به غمزه مسئله آموز صد معلم شد

سالروز بعثت حضرت ختمی مرتبت (ص) بر همه کسانی که شان و منزلت آن حضرت را می شناسند ؛ گرامی باد.

پیامبر عظیم الشأن در ۴٠ سالگی به پیامبری مبعوث شدند. رسالتی بر ایشان ابلاغ گشت که ایشان را به لقب خاتم انبیاء مشرف فرمود و دین الهی در مدت ٢٣ سال بر بشریت تکمیل گشت. آن حضرت مبعوث گشتند تا تکمیل گر مکارم اخلاقی باشند. هرچند خداوند تبارک و تعالی رسالت خود را در هرجایی که صلاح بداند ؛‌قرار میدهد ولی ایکاش ما نیز بعد از ١۴ قرن این توفیق را داشتیم که به درک صفات آن انسان کامل با داشتن نمونه ای از آن وجود ؛ در میان خودمان ؛‌نائل می شدیم. حیف .....

از اینها که بگذریم؛ باید بگویم که ما دیشب به مسجد امام علی (ع) برای بزرگداشت این روز رفتیم . جای همه خالی . درمیانه دو نماز مغرب و عشا من مشغول قرائت سوره مبارکه غافر به نیت رحمت و مغفرت برای درگذشتگان بودم که این فکر از سرم خطور کرد که اگر من امروز این توفیق را دارم که (تا حدی ) معنی دعای ماه رجب را درک می کنم و یا از برای درگذشتگان ؛ آیاتی از قرآن کریم را تلاوت می کنم ؛‌همه به خاطر این بوده است که والدین من ؛‌در ایام کودکی و نوجوانی مرا با این تعالیم آشنا کرده و البته محیط مدرسه نیز به گونه ای بوده است که ما عربی یاد گرفته و معلمین هم به ما میگفتند که روزی فرا خواهد رسید که والدین شما به تلاوت آیه ای و دعای خیری و طلب مغفرتی از سوی شما محتاج و چشم براه خواهند بود.

باز به یاد آیه ١۵ سوره مبارکه احقاف افتادم که می فرماید "خداوندا به من توفیق شکرگزاری نعمتهایی را که به من و والدین من عطا کرده ای عطا فرما تا کار نیکی کنم که از آن خشنود شوی و فرزندان مرا نیز صالح گردان" . من دعا می کنم که فرزندان ما نیز با تعالیم الهی آشنا شده و در ایامی که چشم براه هستیم؛ هدیه ای را برای ما بفرستند.

همانگونه که گفتم ؛ ما به همین مناسب به مسجد رفتیم ولی باید اقرار کنم که مسجد به شلوغی سالهای پیش نبود. من هنوز فیلم مراسم سال ٢٠٠٣ را که در مسجد برداشته بودم؛ دارم و این فیلم نشان می دهد که در گذر ایام چقدر مسجد خلوت شده است. همین سوال ، موضوع بحث چند دقیقه ای من و تنی چند از دوستان بود و هرکس نظری می داد. یکی از دوستان میگفت که کسانی که در مسجد حاضر می شوند؛ مانند آب روان یک نهر هستند. در مقطعی به مسجد می آیند و بعد از مدتی میروند و جای خود را به سایرین می دهند و این آمد و رفت ادامه دارد. راستش دنیا هم محل گذر است چه برسد به مسجد.

من یک عکس هم گرفتم که در ادامه آنرا می بینید.

happy family

آقای مصباح موسوی در حال سخنرانی

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/۳٠ - عباسعلی خادمی

دیدارهای خانوادگی

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

دیدارهایی که با ابتکار خانواده های اکیری و شیدایی و همچنین خانواده شاد ما شروع شده بود؛ مدتی است که متوقف شده است. ما تا کنون ١٢ دیدار داشتیم که مشروح آنها را در سایت رسمی دیدارهای خانوادگی قابل رویت است و به نظر می رسد که سیزدهمین دیدار طلسم شده است.

البته علت توقب دیدارهای خانوادگی از یکسو مسافرت برخی خانواده ها ( خصوصا مبتکرین طرح ) و از سوی دیگر به نظرم سایر خانواده های همراه نیز خیلی انگیزه جدی برای این دیدارها نداشتند. به نظرم نگرش این خانواده ها به این گونه است که اگر دیداری بود و اگر مشغله دیگری نداشتند ؛ می آیند و اگر دیداری برگزار نشد و یا اینکه مشغله های دیگری بود؛‌ منتظر دیدارهای بعدی می مانند.

به نظرم خانواده ها باید احساس نیاز به دور هم بودن را بکنند تا برای ادامه آن تلاش و همت به خرج دهند. به هر حال امیدوارم که مجددا از بعد از ماه مبارک رمضان بتوانیم این دیدارها را مجددا راه اندازی کنیم.

در همین جا لازم است از تمامی خانواده هایی که در طول ١٢ دیدار ؛ همراه بوده اند ؛‌خصوصا آنهایی که زحمت میزبانی را تقبل کردند؛ سپاسگزاری کنم.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/٢٧ - عباسعلی خادمی

خاکروبه ریز

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

در ابتدای رسالت حضرت ختمی مرتبت (ص) و در شهر مکه؛ یکی از کفار همواره بر سر راه حضرت کمین کرده و در موقعیتی مناسب جسارت کرده و آشغال بر سر و روی مبارک حضرت می ریخت . این کار هر روز آن گمراه بود و هر روز به گونه ای به حضرت بی احترامی میکرد.

از قضا چند روزی آن حضرت با جسارت آن مرد مواجه نشدند و به همین دلیل جویای احوال او شدند و یاران به حضرت عرض کردند که فلان مرد مریض است و در بستر بیماری افتاده است و آن صاحب خلق عظیم ؛ به عیادت آن مرد رفتند.

راستش الآن در قرن بیست و یکم زمانه بسیار عوض شده است و روشهای خاکروبه ریزی هم بسیار تغییر کرده است . آدم هایی هم که خاکروبه بر سر و روی دیگران می پاشند ؛ بسیار فرق کرده اند و بسیاری از آنها خود را بسیار مسلمان تر از مسلمانان صدر اسلام می پندارند.

به نظر من یکی از مصداقهای خاکروبه پاشی در زمان حاضر؛ فحاشی در قالب ارسال نظر به بهانه دفاع از انقلاب اسلامی (که نه سر پیاز و نه ته پیاز هستند) انجام می دهند. یکی از اینها هم یک خانمی است ( بگم ؟ بگم ؟ اسمشو بگم؟ ) که معلوم نیست چند تا اسم مستعار برای خودش درست کرده و معلوم نیست آیا اسمی که با آن خود را معرفی می کند به یاد آن هنرپیشه نگون بخت است که یک "میر" از آن برداشته است یا خیر. این خانم به تمسخر ( ویل لکل همزة لمزة ) در یادداشت مربوط به روز ملی کانادا ؛ با تمسخر ( الله اعلم بما فی انفسهم ) این روز را به من و خانواده ام تبریک گفته است ( و به خیال خودش به ما خاکروبه پاشیده است ) ولی از آنجایی که فکر می کند الله ولی اوست و مولی علی (ع) فقط مولی اوست ؛ از ارسال تبریک برای یاداشت "مولود کعبه" سر باز زده است. البته این خانم یکبار دیگر برای یادداشت ”دوباره تعطیلی مدارس” یک پیام تسلیت برای سالگرد سرنگونی هواپیمای جمهوری اسلامی گذاشته اند و این واقعه را به من و خانواده ام تسلیت گفته اند. من که نمی دانم ایشان آیا در آن روز که این اتفاق افتاد به دنیا آمده بودند و یا نه و اگر بودند چند ساله بودند. ولی این را می دانم نه ایشان و نه بنده و نه خیلی های دیگر حقایق پشت پرده را نمی دانیم. آمریکا که نامردی کرد ولی آیا در این روزگار هیچ نامردی دیگری اتفاق نمی افتد که ایشان به یاد ٢٠ سال پیش افتاده اند و به من تسلیت می گویند؟ لابد دو روز دیگر هم باید منتظر پیام تسلیت ایشان به مناسبت نسل کشی مسلمانان بیچاره چینی باشیم!

الآن قریب به یک هفته از میلاد مولود کعبه می گذرد و راستش ما که فعلا این ور دنیا و ایشان آنور دنیا هستند و امکاناتی هم نداریم که به پیروی از خلق نبوی؛ جویای احوال آن خانم شویم و ببینم چه شده که مدتی است از خاکروبه ریزی خبری نیست. شاید هم این مدت آن دانشگاهی که ایشان درس می خوانند!  به بهانه ١٨ تیر تعطیل بوده و ایشان فرصت سیر در اینترنت را نداشته اند.

البته برای آخرین پست من یک نفر که خود را "سبز تو خالی " معرفی می کند ؛ پیام گذاشته ( بخوانید اشغال ریخته اند ) که "دیدید ١٨ تبر هم گذشته و هیچ غلطی نتوانستید بکنید"

من که نمی دانم این آدم کیست و چکاره است و از دنیای اطرافش چقدر فهم دارد و آیا حتی انتخاب "سبزتوخالی" به خاطر آشغال پاشی به آن ١۴ میلون نفر بوده است یا خیر؟ ولی امیدوارم اینجور آدمها یک کمی هم به سیره نبوی (ص) نگاه کنند و درس بگیرند. به جای فحاشی در زمینه ای که نه سر پیاز هستند و نه ته آن پیاز ؛ قدری یواشتر بروند و حداقل به فرمان "قالوا سلاما" عمل کنند. روانشناسی می گفت هر هنگام منطق از کار بیافتد، فحاشی و بعد از آن کتک کاری شروع می شود.

با یاد حق شاد باشید ولی خاکروبه بر سر روی دیگران نریزید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/٢۱ - عباسعلی خادمی

قدم علیرضا مبارک

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

دیروز یکشنبه پنجم جولای؛  علیرضا اردهالی به دنیا آمد. از همین جا و از طرف همه اهالی خانواده شاد ما ؛ به خانواده اردهالی تبریک می گوییم و آرزوی سلامتی و شادکامی و توفیق برای علیرضا و والدینش داریم .

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/۱۸ - عباسعلی خادمی

میلاد مولود کعبه و جواد الائمه مبارک باد!

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

ماه های رجب و شعبان ؛ بسیار ماههای پربرکتی هستند و میلادهای متعددی در آن اتفاق افتاده است. مفاتیح را هم که باز می کنی برای این دوماه اعمال زیادی ذکر شده.

شاید مهمترین مناسبت ماه رجب؛ سیزدهم ماه و سالروز میلاد مولای متقیان علی (ع) است. تبریک اهالی خانواده شاد ما را به همین مناسبت پذیرا باشید.

به همین مناسبت در مسجد امام علی هم مراسمی برپا بود که ما هم در آن حضور یافتیم. تفاوت های بسیاری بین این دیار که ما ساکن هستیم و خانه پدری وجود دارد از جمله آنکه در این دیار تعداد مساجد اندک است و تعداد مساجد شیعه از تعداد انگشتان یک دست هم تجاوز نمی کند. ولی به هرحال نام و یاد خاندان اهل بیت نبوت و موضع رسالت ممکن است به اندازه یک شمع لرزان شود ولی هیچ وقت خاموش نمی شود.

در مسجد با یکی از دوستان که صحبت می کردم؛‌از من پرسید که آیا شنیده ام اهل سنت راجع به ولادت مولای متقیان در کعبه چه نظری دارند و آیا اصلا آنرا قبول دارند و یا خیر؟ من گفتم که اطلاعی ندارم ولی بعید به نظرم می رسد که این واقعه را به کل انکار کنند. به نظر من چیزهای بسیار مهمتری مانند واقعه غدیر وجود دارد که آنرا هم انکار نمی کنند ولی مثلا با ارائه معنی دیگری برای کلمه "مولی" ؛ رهبری جامعه اسلامی را به کل تغییر دادند. وقتی در روز روشن ماجرای غدیر تغییر پیدا می کند دیگر مولود کعبه بودن خیلی رنگ و بویی ندارد.

در کشاکش این صحبت ها بودیم که من سوالی را مطرح کردم و آن این بود که آیا در ایران به عنوان یک کشور شیعه ؛‌واقعا به اهل سنت بها داده می شود؟ مثلا چرا اهل سنت یک مسجد به وفق مراد خودشان در تهران ندارند. دوست من در پاسخ گفت که سوال شما به جا است ولی به نظر من اهل سنت دیدگاه بسیار بدتری نسبت به شیعیان دارند. به عنوان مثال حداقل در مجلس ایران ؛ نمایندگان اهل سنت هستند ولی وقتی به سایر کشورهای اهل سنت می روی می بینی که همین هم وجود ندارد. از سوی دیگر ما اهل سنت را مسلمان می دانیم هرچند می گوییم که اسلام بدون ولایت بدون معنی است ولی حداقل قضاوت را به خداوند واگذار می کنیم. ولی اهل سنت ؛ اصلا مسلمانی ما را قبول ندارند.

یکی از سخنرانان مسجد هم می گفت که زندگی حضرت علی (ع) به دوران های مختلفی تقسیم می شود. ولی همه دوران ها یک طرف و دو روز و اندی از روزهای پایانی زندگی ایشان هم یک طرف دیگر. کسی که سفارش می کند به ضارب من فقط یک ضربت بزنید و یا در بستر (شهادت) نگران طعام ضارب خود است؛ قطعا انسان بزرگی است.

در منقبت حضرت علی (ع) حرف و حدیث بسیار است. این عرصه سیمرغ است و این مجال جولانگاهی برای کمتر از یک پشه. 

از اینها که بگذریم؛ سیزدهم رجب؛‌ روز پدر هم هست. خداوند پدرانی را که نام این خاندان گرامی را به فرزندان خود یاد می دهند؛ در رحمت خود وارد کند.

من امشب چند تا عکس هم گرفتم که در ادامه آنها را می بینید.

 happy family

 نمایی از شبستان مسجد امام علی (ع)

happy family

 این آقای (دکتر) جوام است که در مقابل سفارت ایشان را دیدم. ایشان اشعاری را به زبان فارسی و آذری ارائه کردند.

happy family

 آقا مهدی در حال مولودی خوانی

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/۱٦ - عباسعلی خادمی

دوباره فصل تعطیلی مدارس

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

امان از دست سیاست! راستش در این چند هفته اخیر حسابی رشته نوشتن خاطرات خانواده شاد ما از دستم رفته بود. الآن که نگاه می کنم می بینم که کلی عقب هستم!

در این دیار برخلاف ایران؛ فصل تعطیلی تابستان برای بچه ها اسما دو ماه است. می گویم اسما برای اینکه مدرسه ها هفته آخر جون تعطیل می شوند و مجددا هفته اول سپتامبر باز می شوند که این می تواند مدت واقعی مدارس را به دو ماه و نیم افزایش دهد. این برخلاف ایران است که مدت تعطیلی تابستان بچه ها حداقل ٣ ماه بوده و تازه ممکن است مدارس در خردادماه تعطیل شوند. باز بگذریم برای بچه هایی که در ایران خوب درس نمی خوانند و ناگزیر هستند که مجددا فصل انگور (شهریور) به مدرسه رفته و امتحانات تجدیدی را بدهند.

این را هم یادآوری کنم که در این دیار تا کلاس هشتم از نمره و مخصوصا تجدیدی خیری نیست. بچه ها در طی سال به مدرسه رفته و مرتبا آزموده شده و بر اساس نتایج آزمون های کلاسی و تکالیفی که انجام می دهند؛ ارزیابی شده و در پایان هر ترم یک برگه گزارش ( ریپورت کارت ) دریافت می کنند.

القصه دو هفته پیش مدرسه امیرحسین و علیرضا به اتمام رسید و آنها وارد فصل تابستان شدند.

در این دیار عموما رسم است که بچه ها در فصل تابستان به کمپ تابستانی می روند. منظور از کمپ تابستانی برنامه های آموزشی و تفریحی است که بچه ها در آنها نام نویسی می کنند و بسته به محتویات برنامه ؛ به طور نیمه روز و یا روزانه در برنامه شرکت می کنند. البته شاغل بودن والدین یکی از دلایلی است که والدین بچه ها را در سامر کمپ می گذارند زیرا بر اساس قانون بچه ها نمی توانند در خانه بمانند. از سوی دیگر سامر کمپ سر بچه ها را گرم می کند و به والدین اجازه می دهد که به سایر مشغله های خود برسند.

امسال با توجه به حضور پر برکت عطیه خانم در منزل؛ احتیاجی به سامر کمپ برای امیرحسین و علیرضا نیست ولی به هر حال امیدوارم که بجه ها از اوقات فراغت خود حداکثر استفاده را کرده و تنها وقت خود را به بازی و تفریح نگذرانند. یادگیری مطالب جدید برای بچه ها مخصوصا امیرحسین بسیار لازم است.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/۱۳ - عباسعلی خادمی

روز ملی کانادا

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

هر دیاری برای خود روزی را به عنوان روز ملی و تولد خود در تقویم ثبت می کند و ساکنان آن دیار ؛ آن روز را با برنامه های مخصوص جشن می گیرند.

اولین روز ماه جولای ؛‌روز ملی کانادا است بدیهی است مانند سایر کشورها ؛‌روز ملی کانادا هم تعطیل رسمی و عمومی است. عموما در این روز در شهر اوتاوا برنامه های رسمی شامل سخنرانی نخست وزیر و نماینده ملکه و رژه صورت می گیرد و در سایر شهرها از جمله تورنتو هم برنامه های مختلفی بر پا می شود. ما امسال تصمیم گرفتیم تا به یکی از پارکهای اطراف برویم تا هم به اتفاق دوستان تفرجی کرده باشیم و هم شاهد مراسم آتشبازی باشیم.

البته چند تا عکس هم گرفتم که در ادامه آنها را می بینید.

happy family

 خیلی ها برای دیدن مراسم به پارک می آیند

happy family

 بسته به محلی که می روید؛ جاذبه های مختلفی نیز وجود دارد

happy family

 خودم در پارک

happy family

 عطیه خانم در پارک

happy family

 نمایی از آتشبازی. البته چون سه پایه دوربین نداشتم؛‌کیفیت این عکس خیلی خوب نشد.

گوگل نیز روز ملی کانادا را به رسمیت می شناسد و در چنین روزی لگوی خود را عوض می کند.

 happy family

 نا گفته نماند که چهارم جولای نیز روز استقلال (ملی ) آمریکا است. خیلی ها که دلشان می خواهد مراسم پرشورتری ببینند به یکی از شهرهای بزرگ اطراف (مثل  واشنگتن و یا نیویورک و یا شیکاگو ) رفته و روز ملی کانادا و آمریکا را یکجا با هم گرامی می دارند. شاید تابستان سال آینده نیز اگر عمری باقی بود؛ ما چنین کنیم.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/۱۱ - عباسعلی خادمی

انا رب الابل!

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

می گویند ابرهه در هنگام حمله به مکه؛ وقتی به اطراف مکه رسید؛ گله ای از شتر های پروار را به غنیمت گرفت. خبر به جناب عبدالمطلب که رسید سپاه ابرهه در راه است و قصد تخریب کعبه را دارد و در اطراف مکه شترهای تو را هم به غنیمت گرفته است.

جناب عبدالمطلب بعد از شنیدن این خبر به دیدن ابرهه رفت. ابرهه که سرمست از غرور و گردنکشی بود به جناب عبدالمطلب گفت که چه می خواهی و در حالی که انتظار داشت جناب عبدالمطلب تقاضا کند تا از ابرهه از حمله به مکه منصرف شود؛ ایشان گفت شترهای من را به من برگردان. ابرهه بسیار تعجب کرد. گفت که تو بزرگ این شهر هستی و باید به فکر کعبه باشی چرا شترهایت را از من طلب می کنی؟ جناب عبدالمطلب در پاسخ گفتند که من مسئول شترهایم هستم (انا رب الابل) . کعبه هم صاحبی دارد که قطعا مراقب آن خواهد بود.

اصولا من این وبلاگ را راه اندازی کردم تا از خاطرات خانواده شاد خودمان بنویسم ولی خوب از قضای حادثه ؛ خانواده شاد ما هم درگیر فضای انتخاباتی و موضع گیری های بعد از آن شد.

اول از همه بگویم که هرکسی عقیده ای دارد که البته حداقل برای خودش محترم است. هرکسی حق دارد که عقیده خود را بگوید و سوال خود را مطرح کند و انتظار شنیدن پاسخ های (منطقی و مربوط )‌ سایرین را داشته باشد و در عین حال دیگران هم حق دارند به طور محترمانه نظر خود را بگویند. خداوند نیز به بندگانی که "یستمعون القول و یتبعون احسنه" را می کنند بشارت داده است. میان ابراز عقیده و تحمیل عقیده تفاوتهای بسیاری است. همه ما باید قدرت و تحمل شنیدن عقیده دیگران را هم داشته باشیم و سعی کنیم پاسخی معقول و سنجیده بدهیم. حتی اگر سوال التقاطی است و بنیاد فکری شما را مورد هجمه قرار می دهد؛ پاسخ منطقی بسیار کارآمدتر از ادبیاتی است که از آن بوی تهدید می آید. ( تعجیل نکنید و تا آخر این نوشته را بخوانید!‌)

اولین گلگی من از دوستی است که در پیام خود مرا "آای خادمی" خطاب کرده است. در بدترین حالت من مصداق "قالوا سلاما" هستم. باید بگویم امیدوارم این دوست عزیز اشتباه تایپی کرده باشد وگرنه بسیار متاسفم که این دوست عزیز اساسی ترین فرامین دین خود یعنی "خطاب همراه با احترام" را فراموش کرده است.

در ادامه باید بگویم که من نه سیاسی هستم و نه صاحب نظر سیاسی می باشم و راستش را بخواهید نمی خواهم سیاسی باشم. امید من این است که هر چند سال یکبار ( به شرط آنکه خدا عمر بدهد‌ )‌ به دستبوس مادر پیر و دیدار مزار پدر مرحومم بروم. من نمی خواهم دیدارهای هرچند سال یکبار من از خانه پدری در سایه و تحت تاثیر هاله سیاسی من باشد.

یکی دیگر از سوء تفاهم هایی که برای من پیش آمده ؛ استفاده ابزاری از آیات قرآن کریم توسط برخی از دوستان است. خانم ابراهیمی لطف کرده و ترجمه قسمتی از آیت الکرسی را درج کرده اند. نمی دانم آیا منظور ایشان این بوده است که مثلا سرپرست نامزد شکست خورده و یا من شیطان است و یا سرپرست نامزد منتخب و ... خداوند کریم است؟ اگر چنین بوده است ( که امیدوارم اینچنین نبوده باشد ) باید بگویم به نص صریح قرآن کریم "ان اکرمکم عندالله اتقاکم"  می باشد. من هیچکس جز خداوند متعال را صاحب نظر در اینکه چه کسی در کدام حزب (شیطان و یا الله ) است را (حداقل در مورد خودم و خانواده ام )‌ نمی دانم. بنای استفاده ابزاری از قرآن کریم بدعتی بسیار خطرناک است. راستش شب نیلوفری هم زحمت کشیده بودند و تفسیر آیه آخر سوره مبارکه دخان را ارسال کرده بودند. هرچند تفسیر قرآن کریم همواره با برکت است ولی خوب ارتباط آنرا با پست خودم درک نکردم. من فقط منظورم این بود که امروز گذشت و در نهایت خداوند بین بندگانش در میان چیزی که در آن اختلاف دارند ؛‌حکم خواهد کرد. البته سوء تفاهم بزرگتری نیز وجود دارد و آن استفاده ابزاری حکومت از دین است.

در میان پاسخهایی که دریافت کردم اشاراتی به ستم هایی که به اهل بیت رفته مانند  سکوت بیست و چند ساله حضرت علی (ع)؛ صلح امام حسن و یا واقعه عاشورا شده بود. البته قبول دارم که شب نیلوفری گفتند قصد ما الگو برداری است؛ ولی باز اجازه می خواهم تا باب هر گونه استفاده ابزاری از اهل بیت نبوت که حامل اسمای حسنی خداوند هستند؛ بسته گردد. در چنین فضایی ( فقط الگو گرفتن - نه مصداق دادن ) ؛ بازهم همه الگوها باید مطرح شود نه آنچه را که ما می خواهیم و بدردمان می خورد مطرح کنیم و از آن استفاده ابزاری کنیم.

همه ما داستان کشیده شدن خلخال از پای آن زن اهل کتاب در گوشه دورافتاده ای از مرز حکومت مولی الموحدین علی (ع) را به خاطر داریم که در باب آن حضرت علی (ع) گفت اگر من از شدت غصه جان بدهم ؛ به دور از حق نیست. براستی آیا امروز در مملکت شیعه حضرت علی (ع) این الگو وجود دارد؟ و یا اینکه اجحاف در حق هرکسی رفت ؛ می گوییم که او منافق و معاند بود و قصد براندازی داشت و هرآنچه که در حق او رفت ؛ حقش بود؟

شب نیلوفری به سکوت معنی دار مقام معظم رهبری مانند سکوت حضرت علی (ع) اشاره کرده بودند. ضمن اینکه به شدت معتقدم شب نیلوفری از اهل بیت استفاده ابزاری کرده بودند؛‌ من نفهمیدم مقام رهبری کی در طول این مدت سکوت کرده بودند و مانند حضرت علی (ع) کدام استخوان را در گلو داشتند؟

یکی دیگر از ایرادات من، به نحوه تفکر انحصاری در باب صاحبان انقلاب و ایران است. محسن آقا و شب نیلوفری مطرح کرده بودند که ما این انقلاب را با هزینه زیادی بدست آورده ایم. اصولا این "ما" کیست که صاحب و وارث خون شهیدان است؟ آیا همین مفهوم "ما" نیست که باعث شد واژگان "خودی"‌و "ناخودی" به فرهنگ انقلابی ما راه پیدا کند؟ به نظر من "ما" تمام آن چهل و چند میلیون نفری هستند که به پای صندوق رای رفتند. فرقی ندارد در تهران؛ یکی از شهرستانها ؛ اوتاوا و یا لس آنجلس! من خیلی علاقه مندم بدانم شب نیلوفری یا آقا محسن یا خانم ابراهیمی چه هزینه ای برای نظام اسلامی کرده اند؟

آیا شرط انصاف است که فقط گروهی خاص ( بخوانید طرفداران نامزد منتخب و یا مقام رهبری ) صاحب ایران و انقلاب باشند؟ اگر انتخاباتی بوده و اجازه داده اند که حتی آن ایرانی مقیم لس آنجلس که ٣٠ سال در آمریکا ساکن است و هیچیک از ارکان جمهوری اسلامی را قبول ندارد؛‌در این انتخابات شرکت کند؛ پس باید قبول کرد که مالکیت حتی آن ایرانی بر ایران اسلامی، به رسمیت شناخته شده است ؛‌مگر اینکه بگوییم می خواستیم انتخاباتی راه بیاندازیم که فقط سیاهی لشگر داشته باشد. که اگر چنین بود رسم جوانمردی علی گونه این بودکه باید انتخاباتی راه اندازی می شد که فقط "خودی ها" حق رای در آن را داشتند.

اگر قبول کنیم که دایره "ما" فقط جناح خاصی نیستند؛ پس باید قبول کنیم که فقط آن جناح خاص دلش برای نگهداری ایران نمی سوزد. همه دلسوزند و اگر همه احساس مسولیت می کنند پس همه باید مشارکت کنند و اگر همه مشارکت می کنند چرا از ادبیات تهدید استفاده می شود؟ ظاهرا خانم ابراهیمی به شدت معتقد هستند که صاحب خانه پدری ،گروه خاصی است که فقط آن گروه دانش و بینش راهبری آن کشور را دارد. به نظر من نه انتخابات راه بیاندازید و نه مجبور شوید که تهدید به عاشورا کنید. از سوی دیگر در واقعه عاشورا ،‌آدمهای خوب شهید شدند و یزیدی ها ظاهرا پیروز شدند. نمی دانم آیا خانم ابراهیمی در واقعه عاشورای عصر خودمان قرار است شهید شوند و یا ظاهرا پیروز؟! من با افتخار می گویم که برادر شهید هستم و نمی خواهم خون برادرم پایمال شود و برای همین نظرات خود را اعلام می کنم و برای همین رنج بیهوده برده و به اوتاوا رفتم و رای دادم و نمی خواهم انقلابی که با خون برادر شهید من به اینجا رسیده است،  به دست نا اهلانی بیافتد که دانسته و یا نادانسته تیشه به ریشه آن می زنند.

اما در باب اینکه نامزد شکست خورده ؛‌پس از شکست دچار قانون گریزی شده است نیز بحث و حدیث بسیار است و من به شدت معتقدم که نه من و نه سایر دوستانی که در این وبلاگ به اظهار نظر پرداخته اند؛‌دارای دانش کافی نیستند تا در این زمینه اظهار نظر کنند. کسی می تواند نتیجه بگیرد و قضاوت کند و به هدایت دیگران بپردازد که از دانش کافی برخوردار باشد. من صاحب شترهای خویش هستم و نامزد منتخب هم مسئول پیگیری قانونی خویش و البته مسئول نزد پروردگار خودش.

اما در باب آتش زدن مسجد و اتوبوس و اغتشاش و کشت و کشتار، باید عادلانه بررسی شود نه اینکه تعدادی جوان را در تلوزیون جمهوری اسلامی نمایش بدهند که بگویند فریب بی بی سی را خورده اند. به همان ترتیب شفاف مشخص شود که چرا جوانهایی براحتی کشته شدند. جوانهایی که سرمایه مملکت بوده اند؟ چرا مدیر مملکت مدارا نکرد و جلوی خونریزی را نگرفت؟ اگر همه ساکت شوند و خونی ریخته نشود که هنر نیست. هنر آن است که صدای مخالف وجود داشته باشد و خونی ریخته نشود.

این را هم بگویم که من و سایر دوستان گره خورده در این بحث ، اخباری را از محیط اجتماعی اطراف خود دریافت می کنیم.  مثلا شب نیلوفری تصور کرده اند که من فقط بی بی سی و سی ان ان را می بینم و البته اظهار خوشحالی کرده اند که در ایران و درسایه دین مبین اسلام زندگی می کنند. البته من متاسفم که هر موقع اراده کنم نمی توانم به پابوس امام رضا (ع) بروم ولی خوشحالم که در جایی زندگی می کنم که هم دسترسی به بی بی سی و سی ان ان دارم ( و ١٠٠ تا شبکه خبری کافر دیگر ) ‌و هم دسترسی به آی آر‌ آی بی جمهوری اسلامی که در این دیار پخش می شود و هم دسترسی کامل به تمام برنامه های صدای جمهوری اسلامی . جهت اطلاع شب نیلوفری باید بگویم که شرکتی که من در آن کار می کنم توسط مسلمانها اداره نمی شود ولی من اجازه دارم هر روز به شبکه قرآن جمهوری اسلامی گوش دهم و البته متاسفم که شب نیلوفری در کشوری زندگی می کند که می گوید الگوی من حضرت علی است ولی چون نمی تواند پاسخ مناسبی به بنگاههای خبر پراکنی غربی بدهد (‌و اطلاعات آنها را باعث بازشدن چشم و گوش مردم می داند) آنها را می بندد و سانسور می کند. این الگوی حکومتی مرز جغرافیایی نمی شناسد و همه ”غیر خودی ها” را می بندد.

این را گفتم که بگویم هر دو طرف بحث این حیاط خلوت ( که واقعا به قول قدیمی ها نه سر پیاز هستیم و نه ته پیاز ) تحت تاثیر بیگ برادر ( Big Brother ) جامعه خود هستیم ولی خوب من هنوز یک برتری بر شب نیلوفری دارم. فلیتر کمتری روی من برقرار شده است و به آیه ”یتبعون الاحسنه ” نزدیکترم! تمام حرفهای اوباما را بدون سانسور می شنوم همانگونه که تمام اخباری را که آی آر آی بی پخش می کند ،‌بدون سانسور می شنوم. سوره مبارکه انبیاء در بیان داستان حضرت ابراهیم می فرماید ”فرجعوا الی انفسهم” . یعنی اینکه هر کسی حتی نمرود هم اگر به نفس خودش رجوع کند ، حقایقی را می بیند و حق هم دارد که سوالاتی را مطرح کند و یا برداشت خود از جهان اطراف خود را به زبان بیاورد. هر چند که ممکن است مانند نمرود اقدام به سوزاندن حضرت ابراهیم (ع)‌ نیز بکند. بگذارید بگویم که به نظر من ( هرچند نه صاحب نظرم و نه دانش کافی دارم  ولی حق دارم سوال کنم و پاسخ منطقی بشنوم و نه تهدید) رفتار حکومت ایران در باب این انتخابات عادلانه و منصفانه و عاقلانه نبود! و فکر می کنم خیلی های دیگر ( غیرخودی ها ) چه در داخل و چه خارج ایران همین سوال را داشتند. منصفانه یک رجوعی به نفس خود داشته باشید و ببینید آیا پاسخ مناسبی به این قشر از سوی حکومت داده شد؟ بحث قانونگرایی و شکایت قانونی به جای خود ولی انصافا آیا اجازه طرح مسالمت آمیز این مسئله به گروه غیر خودی داده شد؟ صدا و سیمای جمهوری اسلامی پس از ایجاد بحران ، وقت های متعددی را به جناح خودی داد تا افکار عمومی را بسازند اما آیا این وقت به غیر خودی ها نیز داده شد. حتی گردهم آیی مسالمت آمیز خودی ها را در میدان ولی عصر با گردهم آیی غیرخودی ها مقایسه کنید. غیرخودی ها از یک بلندگوی دستی استفاده می کردند و روی سقف ماشین ایستاده بودند و خودی ها تریبون داشتند و سیستم صوتی مفصل. پوشش خبری این دو جناح هم توسط آی آر آی بی ( ارگان حکومت عدل علی )  یکی نبود. دقت کنید که تا اینجا بی بی سی و سی ان ان هیچ کاره اند.

راستی هیچوقت از خود سوال کرده اید که چرا در یک حکومت شفاف باید شائبه ٣ میلیون رای اضافه در چند حوزه انتخابیه مطرح شود و بعدا هم لابد کاشف به عمل بیاید که رای اضافه نبوده و آمار نفرات غلط بوده است؟ این شائبه هم بوجود آمد،  چون نامزدهای شکست خورده پیگیری تقلب احتمالی را کردند. خدا می داند اگر واقعا می شد راست و حسینی پیگیری کرد ،‌چه شائبه های دیگری هم به این مجموعه اضافه می شد؟ کدام یک از الگوهای ما می گوید به شائبه دامن بزنید. آقا محسن شما به امام خمینی اشاره کردید. متاسفانه امروزه از ایشان هم ابزاری استفاده می شود. همان امام خمینی گفته اند که از مواضع تهمت و افترا دوری کنید. تهمت و افترا فقط شراب خواری نیست. افترای تقلب در انتخابات حرف کمی نیست. شما گفتید که ”من نمی گویم انتخابات صددرصد درست بوده” . یعنی شما هم احتمالا با رجوع به نفس خود افترایی را مطرح کرده اید. آیا به نظر شما برخورد نا عادلانه حکومت باعث تشدید این افترا برای امثال من نشد؟ همان امام خمینی می گوید میزان رای ملت است. آیا همین شائبه تقلب ( نه شاید لزوما وقوع آن ) برخلاف آرمانهای آن عارف وارسته نیست؟ آیا خود را در مقابل اهل بیت در مقابل این شائبه مسئول نمی دانید؟ نمی دانم آیا شما فرزند داری یا نه ولی آیا در الگوی زندگی خانوادگی شما پاسخ سوالات (حتی التقاطی) فرزندت ،‌ رفتار ناعادلانه است؟ مردم جامعه فرزندان حکومت هستند، آیا رفتارهای التهاب آمیز حکومت برای تربیت فرزندانش ، درست بود؟ یک سوال دیگر ،‌اگر میزان رای مردم است،‌آیا می توان همه  ارکان این نظام را به رای مردم گذاشت و به چالش گرفت؟ آن زمانه ای که با انگ ”ضدانقلاب” صداها را خاموش می کرده اند گذشته است. الآن زمانه ای است که باید با درایت به چالشهای فکری پاسخ گفت.

شب نیلوفری قدری به نفست رجوع کن و ببین آیا من تحت تاثیر بی بی سی هستم و یا اینکه حکومتی که ادعای عدل علی (ع) را دارد،‌رفتار عادلانه نشان نداده است و ذهن شما را به گونه ای دیگر ساخته است! شما آنقدر در محدودیت اطلاعاتی قرار داری که نمی دانی برنامه های تلوزیون جمهوری اسلامی که در داخل ایران برای شما پخش می شود، با برنامه هایی که در خارج پخش می شود،‌تفاوتهای محتوایی دارد زیرا آی آر آی بی می داند که ایرانیان خارج از کشور با ایرانیان داخل کشور تفاوتهایی دارند.

یکی دیگر از سوالهایی که برای من مطرح است این است که چرا ما همیشه دنبال دشمن بیرونی می گردیم؟ چرا هرموقع از ”ما” سوال کنند و ”ما” را به چالش بگیرند باید بگوییم کار دشمن است. چرا فکر نمی کنیم که ممکن است خودمان باشیم که تیشه به ریشه خودمان بزنیم. چرا ”از ماست که برماست” را فراموش کرده ایم؟ قبول دارم غربی ها عاشق چشم و ابروی ما نیستند و سلامشان بی طمع نیست ولی آیا ما بلدیم کاری کنیم که توی چاه غربی ها نیافتیم؟ باد همیشه می آید، هنر این است که ما خود کلاه خود را بچسبیم.

 شب نیلوفری و آقا محسن گفته بودند که چرا این حکومت را با حکومت قبلی مقایسه کرده ای؟ اولا من مقایسه نکردم. من فقط دو نوع اخبار را از دو منبع مختلف در کنار هم نقل کردم و ابراز کردم که الگوی این دو اخبار یکسان است. براستی چرا به جای نقل مصائب اهل بیت ( و القای شبهه تهدید ) و نوشتن آیاتی از قرآن کریم به سوال من پاسخ منطقی نگفتید ؟ به نظرم این الگوی حرکتی شما ،‌برگرفته از الگوی حکومت است و آفت ما، همین الگو است. یک سوال دیگر، براستی اگر در آن حکومت سابق خونی به جفا ریخته می شد ،ظلم بود و اگر در این حکومت به جفا بریزد، حق است؟

در نهایت باید مجددا بگویم که من هیچ کاره هستم و هیچ کسی نیستم و وظیفه بیداری کسی را هم ندارم ولی اگر سوالی هم دارم باید به حکم  ”و ادعو الی سبیل ربک با الحکمة و الموعظه الحسنه” با من و امثال من برخورد شود. حکومتی که صدای”غیر خودی ها” را تحمل نمی کند و این همه وب سایت و روزنامه را می بندد، باعث می شود تا امثال من به بنگاههای خبرپراکنی غربی روی بیاورند. اگر اس ام اس و اینترنت را نمی بستند،‌تویتر جا باز نمی کرد. همه اینها باعث می شود که من تردید کنم که آیا اهل بیت الگوی این حکومت است یا نه؟

 یک نکته خیلی مهم را هم باید در اینجا به شب نیلوفری بگویم. راستش من که شما را نمی شناسم ولی شما با حضور در این حیاط خلوت با من و خانواده ام کاملا آشنا شده اید. من هم یک زمانی مثل شما فکر می کردم اسلام یعنی ایران و البته فقط شیعه. اگر توانستید و فرصتی داشتید و مجالی داشتید، اسلام این دیار را هم امتحان کنید. این تبلیغات دور و بر شما است که می گوید ما اینجا یک بیگانه هستیم و در ذلت زندگی می کنیم. البته غم دوری از اقوام و خویشاوندان را داریم ولی ذلیل نیستیم. به نظر من حتی اسلام ما در اینجا از اسلام شما ها در ایران بهتر و محکم تر است. برخلاف آنچه که اختمالا بیگ برادر به شما گفته ایرانی های اینجا ؛‌فراری و آواره نیستند. اکثر آنها نخبه هستند. دوستان و اطرافیان من در این دیار همه دکتر و استاد دانشگاه و البته متدین هستند البته همه ایرانی های اینجا متدین نیستند ولی این که هنر نیست توی ایران گوشت حلال بخوری و مسجد بروی. اگر اینجا گوشت حلال خوردی و مسجد رفتی هنر کرده ای. این که هنر نیست توی ایران با حجاب باشی . این که حجابت را اینجا حفظ کنی ،‌هنر است. این که هنر نیست توی ایران مشروب نخوری. اگر اینجا بودی و در کریسمس پارتی شرکت ،‌مشروب نخوردی و شرکت به احترام تو گوشت حلال سفارش داد ،‌هنر است.  این که هنر نیست توی ایران در پارتی مختلط دستگیر نشوی. هنر این است که جمعه شب ها در این دیار به جای نایت کلاب به مسجد بروی. گاهی اوقات خوب است که دنیا را با یک نگاه متفاوت هم نگاه کرد. تنها من نیستم که تحت تاثیر بیگ برادر هستم،‌همه ما و از جمله شما هم هستی. این که هنر نیست بیگ برادر شما بگوید دنیا همین است که من می گویم. هنر این است که بیگ برادر شما بگوید این چند تا دنیا ( بدون سیاه نمایی )‌و این هم معایب آنها و این هم مدینه فاضله من. فرق من و شما این است که یا نمیدانی در دنیا چه می گذرد و یا اینکه نخواسته ای قبول کنی یا اینکه فکر می کنی دنیا همان است که بیگ برادر به تو می گوید.

متاسفانه زمانه بدی شده . آیه کریمه ”تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم” و ”لمتلبسون حق بالباطل ” که خطابش به اهل کتاب بوده است،‌اکنون مصداق ما مسلمانان است! بیایید بدور از خودی و غیر خودی و هر تعصب ، صلاح دین و کشور خود را در فضایی صمیمی بدور از ادبیات تهدید و با احترام متقابل پیدا کنیم.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/٤ - عباسعلی خادمی

فارتقب انهم مرتقبون

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

عمر آدم ها در این دنیا بسیار کوتاه است و حتی عمر نوح نیز مصداق "یوم او بعض یوم" می باشد. به فرمایش مولای متقیان ، دنیا دو روز است ؛ یوم لک و یوم علیک. باز ایشان می فرمایند در روز اول غره نشو و در روز دوم امید و توکل خود را از دست نده.

کسان زیادی به این دنیا آمده و یا خواهند آمد ( که قطعا عمر نوح نخواهند داشت ) که منشاء حوادث زیادی در این دنیا بوده اند. روزگاری را گذرانده اند و اطراف خود را تحت تاثیر قرار داده اند.  ولی من به یک چیز ایمان دارم. تمامی اعمال ما تقدم و ما تاخر همه ما در کتابی گرد خواهد آمد و در روزی که هیچ شک و تردیدی در آن نیست؛ آنانی که مسئول باشند مشمول "قفواهم انهم مسئولون" خواهند بود.

ما منتظر خواهیم بود و یقینا آنان هم منتظر خواهند بود.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸۸/٤/٢ - عباسعلی خادمی