خاطرات خانواده (شاد ) ما

و اینک دو باره بهار

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

امان از دست سیاست که باعث شده وقتی از بهار حرف بزنی ذهنت جاهای دیگری برود. این نوشته عمدتا راجع به بهار است و نه سیاست.

بهار در این دیار در مقایسه با خانه پدری حدود 5 هفته تاخیر دارد. یعنی درختان خانه پدری در همان اولین روزهای اول فروردین قبای سبز بر تن می کنند ولی درختان این دیار در هفته اول اردیبشهت از خواب بیدار شده و شروع به در بر گرفتن قبای سبز می کنند. برخی از این درختان آنقدر تنبل هستند که لباس بر تن کردن آنها تا سه هفته طول می کشد اما برخی از درختان فرز و چالاک هستند و یک هفته ای قبای سبز را به تمام در بغل می گیرند. ( بگذریم از اینکه من هم در نگارش تاخیر دارم- امان از زندگی پر مشغله)

و اینک دوباره بهار

هنوز برخی از درختان لباس بر تن نکرده اند

اما تنها درختان منتظر رسیدن بهار نیستند ؛ علفهای هرز نیز بیصبرانه منتظر هستند تا با اسم بهار بیرون زده و ظاهری زیبا به دشت و چمن بدهند. این را هم بگویم که ظاهر این علفها برای یکی دو روز زیبا است. بعد از چند روز بقدری زشت و بدقیافه می شوند که دیگر نمی شود به طبیعت نگاه کرد.

و اینک دوباره بهار

این گلهای زرد؛ علف هرز هستند. علفهای هرز خیلی راحت تکثیر و بزرگ می شوند و مجال رشد برای چمن و سایر گیاهان نمی گذارند.

 

 و اینک دوباره بهار

 

و اینک دوباره بهار

آمدن بهار ؛ زمانی برای گل کاری و باغبانی هم هست و خیلی ها از جمله ما به فروشگاه های موسمی گل و گیاه می روند تا بوته های لازم را بخرند.

 

 

و اینک دوباره بهار

بعضی ها هم خیلی به باغچه جلوی خانه ؛ رسیدگی نمی کنند.

بعضی ها هم گلهای زیبایی را در جلوی خانه می کارند.  به یاد داشته باشید عمر گل کوتاه است.

و اینک دوباره بهار

به چه کار آیدت از گل طبقی        از گلستان من ببر ورقی  (سعدی علیه الرحمه )

 

و اینک دوباره بهار

 

و اینک دوباره بهار

 

و اینک دوباره بهار

 

و اینک دوباره بهار

 

و اینک دوباره بهار

 

و اینک دوباره بهار

 

و اینک دوباره بهار

 بزودی به خواست خداوند این باغچه کوچک پر از سبزی های معطر خواهد شد.

 

و اینک دوباره بهار

استقبال از بهار با اولین کباب پزان بهار 

 

و اینک دوباره بهار

غروب سرد بهاری لب آب

 

باران بهار روی شیشه

اما بهار این دیار خیلی زودگذر است. خیلی طول بکشد یک ماه است و بعد از جای خود را به هوای گرم و شرجی می دهد.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/٢/٢٧ - عباسعلی خادمی

راه دور

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

به خاطر می آورم که در ایام کودکی و نوجوانی به خصوص در زمانی که به یمن وجود بزرگترهای فامیل؛ پیوندهای فامیلی محکمتری با سایر بستگان مقیم شهرستان داشتیم؛ در حوادث و پیش آمدها از مریضی گرفته تا صوانح و یا (دور از جان ) فوت یکی از اقوام؛ شبانه ناگزیر به سفر شده و با چند ساعت رانندگی یک جوری خود را به مقصد می رساندیم.

الآن هم همان پیوندهای فامیلی وجود دارد ولی آنچه تغییر کرده است ؛ فواصل جغرافیایی است. اگر در ایام قدیم ؛حداکثر باید چندصد کیلومتر را رانندگی می کردیم؛ الآن فاصله ما و یا خیلی های دیگر که ساکن این دیار شده اند؛ با خانه پدری به اندازه چندین هزار کیلومتر است و دیگر براحتی نمی توان کار و زندگی را ول کرد و به عزیزان سر زد.

به همین نسبت وقتی تهران بودیم و یکی از عزیزان دچار بیماری می شد؛ با صرف چند ساعت می توانستیم با عیادت از بیمار ؛ مایه دلخوشی بیمار را فراهم کنیم. اما الآن با وجود چندین هزار کیلومتر فاصله؛ دیگر براحتی نمی توان به دلخواه از عزیزانمان کمک و یا دلجویی کنیم.

اما بیماری و یا فوت تنها دلیل سر زدن به اقوام نیست. شرکت در شادی ها ؛ امکان تشریک مساعی در مشکلات و کلا صله رحم از چیزهایی است که راه دور باعث می شود تا نتوان به آنها پرداخت. صد البته این مشکل دو سویه است. به همین نسبت اگر ما دچار مشکل شویم و یا نیاز به تشریک مساعی داشته باشیم؛ نمی توانیم روی کمک نزدیکانمان حساب کنیم.

چند روز پیش ؛ یکی از دوستان ساکن این دیار با ما تماس گرفت و گفت که برادر خانمش طی یک سانحه رانندگی به رحمت حق واصل گشته و نا گزیر هستند که ضرب العجلی به شهر مشهد بروند. احتمالا می توانید تصوری از چگونگی برنامه ریزی این سفر داشته باشید. به هر حال فرزندان خانواده های ساکن این دیار ؛ به مدرسه می روند و خود خانواده ها هم در گیر مشغله های زندگی و کسب و کار هستند و عموما برنامه ریزی برای سفر به خانه پدری از چندین هفته قبل صورت می پذیرد. برنامه ریزی که در طی آن کارمندان مرخصی میگرند و صاحبان مشاغل یک نفر را پیدا می کنند تا در غیاب آنها ؛ کار و کسب را بگرداند.

از حق نگذریم؛ عطیه خانم برای آنها سنگ تمام گذاشت و قبول زحمت کرد تا کار و کسب خرید و فروش ارز و صرافی را برای آنها باز نگه دارد. حتما می توانید حدس بزنید دقت بسیار در عدم اشتباه در محاسبات ارزی و نیز پیگیری لحظه ای قیمت ها و نیز سر و کله زدن با مشتری ؛ چقدر کار مشکلی است.

از دیگران هم که بگذریم؛ مدتی است که پدربزرگ عطیه خانم ؛ دچار کسالت است و هنوز نتوانسته ایم از ایشان عیادت کنیم. انشاءالله هر چه زودتر شفا پیدا کنند. این هم از مشکلات زندگی در دیار دور دست است. مشکلاتی که در مرحله اول به چشم ساکنان خانه پدری ؛ نمی آید.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/٢/٢٦ - عباسعلی خادمی

میلاد ام ابیها؛ همسر مولی الموحدین ؛ ام الائمه ؛ مبارک باد

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

مادر از جمله مفاهیمی است که مابین همه فرهنگ ها شان و ارزش ویژه ای دارد. در این دیار هم در باره روز مادر تبلیغات زیادی می شود و همه از این روز آگاهند. این یادآوری را هم بکنم که امسال در این دیار ؛ روز مادر کانادایی و روز مادر ایرانی با هم در یک هفته مقارن شده است.  صدالبته تفاوت فرهنگ ها ؛ در الگو و مصداق آن است.  آنچه در مرحله اول مهم است ؛ یاد آوری شان و منزلت مادر است.

سالروز ولادت دخت گرامی نبی اکرم (ص) را به همه شیعیان تبریک گفته و روز مادر و زن را اول از همه به همسر گرامی ام عطیه خانم و بعد به همه مادران و بانوان و باز مجددا به عطیه خانم ؛ تبریک می گویم.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/٢/۱٠ - عباسعلی خادمی