خاطرات خانواده (شاد ) ما

گراجوئیشن نایت

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

الآن را نمی دانم ولی در دوران ما و در خانه پدری؛ بچه ها از دانشگاه هم که فارغ التحصیل می شدند؛ هیچ آب از آب تکان نمی خورد. اما در این دوران و در این دوران ؛ تقی به توقی که می خورد؛ برای بچه هایی که درس خواندن آنها با فان (تفریح) همراه است؛ جشن فارغ التحصیلی می گیرند. جشن فارغ التحصیلی از کودکستان؛ راهنمایی؛ دبیرستان و صد البته مراسم فارغ التحصیلی از دانشگاه.

جشن آداب و رسوم خود را دارد و بچه ها لباسهای رسمی و شیک و پیک می پوشند. اما با گردش چرخ زمانه ؛ این بار نوبت علیرضا ؛ جونیورترین عضو خانواده شاد بود که تحصیلات راهنمایی خود را به اتمام برساند و ما در جشن فارغ التحصیلی او شرکت کنیم.

پایان دوره راهنمایی (اتمام کلاس هشتم) مصادف است با دوران پر شور و شور نوجوانی. برای همین همه پسرها و دخترها سعی می کنند تا به بهترین شکل ظاهری ممکن در برنامه جشن حاضر شوند. مدیریت مدرسه هم سعی می کند تا مراسم با بهترین شکل برگزار شود. در پایان جشن؛ شام و برنامه رقص دانش آموزان هم هست.

 

گراجوئیشن نایت

 علیرضا هم لباس شیک و پیک پوشید. آیا شما هم در پایان تحصیلات راهنمایی از این لباسها پوشیدید؟

  

گراجوئیشن نایت

 نمایی از جایگاه تشریفات

  

گراجوئیشن نایت

طبق معمول مدیر مدرسه در این برنامه سخنرانی می کند.

 

گراجوئیشن نایت

تک به تک دانش آموزان به جایگاه می روند؛ مدرک می گیرند و عکس یادگاری می اندازند.

  

گراجوئیشن نایت

 و والدین مسرور از این موقعیت ؛ با گرفتن عکس ؛ سعی در جاودانه کردن خاطره این شب می پردازند.

 

 

گراجوئیشن نایت

 هر کسی با هرچه بتواند عکس و فیلم می گیرد.

 

 

گراجوئیشن نایت

 از دانش آموزان نمونه هم تقدیر شد. مثل همیشه دخترهای چینی پیش تاز بودند.

  

گراجوئیشن نایت

 و این دخترخانم ایرانی ؛ ترانه معروف فیلم تایتانیک (هرشب در رویایم) را خواند.

  

گراجوئیشن نایت

 بچه ها با هم عکس یادگاری می گیرند.

  

گراجوئیشن نایت

 به نظر شما در انتخاب لباس ؛ دختر ها سخت گیرتر هستند یا پسرها؟

  

گراجوئیشن نایت

 ما نیز عکس یادگاری گرفتیم

  

گراجوئیشن نایت

عکاس مجلس هم با تجهیزات مفصل از تک به تک دانش آموزان عکس گرفت. 

 

 

گراجوئیشن نایت

 عکس یادگاری دسته جمعی دانش آموزان. من و عکاس مجلس؛ تنها کسانی بودیم که از این جمع عکس انداختیم.

 

 

گراجوئیشن نایت

هرچندکه علیرضا برای شام و رقص نماند ؛ ولی به صورت نمادین با بچه ها دور یک میز نشست و عکس گرفت.

  

گراجوئیشن نایت

 اگر گفتید این عکس چیست؟

 گراجوئیشن نایت

ما تصمیم گرفتیم خودمان شام بیرون برویم. اعضای جونیور طرفدار این پیتزا هستند. 

  

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/۳٠ - عباسعلی خادمی

سفر به برزیل

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

برزیل کشور زیبایی است که خیلی ها آنرا به خاطر سواحلش می شناسند ولی زیبایی آن تنها به سواحلش نیست. برزیل همچنین به خاطر علاقه مردمش به فوتبال هم مشهور است.

امروز بلیط مسافرت تیم ملی فوتبال ایران به برزیل برای جام جهانی فوتبال 2014 صادر شد و باعث شادی همه ایرانی ها و مخصوصا "اعضای خانواده شاد" شد و همه از کبیر و صغیر ؛ این صعود را تبریک گفتند.

البته قطعا برای صدور این بلیط ؛ هزینه های بسیاری انجام شده است و برای اینکه فقط سه تا بازی در برزیل انجام نشود؛ هزینه های بیشتری باید انجام شود. به هر حال در دنیای امروز؛ باید در همه زمینه ها حرفی برای زدن داشت. زمینه هایی که بسیار مهمتر از چند تا بازی قوتبال هستند.

به امید سربلندی هر چه بیشتر همه ایرانی ها در تمامی عرصه ها و در همه جای کره خاکی

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/٢۸ - عباسعلی خادمی

رنج بیهوده

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 چهار سال پیش بود که مطلبی را با عنوان رنج بیهوده نوشتم. در طی این چهار سال خیلی اتفاقها افتاد و خیلی از چیزهای ایرانی مثل ارزش پول و مقبولیت گذرنامه ایرانی به خاطر هنرهای مدیریتی در خانه پدری ؛ بسیار بی ارزش تر شد و باعث شد که کشورهایی مثل کانادا با بستن سفارت ایران فشارهای بیشتری را بر ساکنان این دیار بیاورند و حتی امکان حضور در حماسه امسال را از ما بگیرند.

من مطئمن هستم که اگر امسال دولت کانادا اجازه استقرار صندوق را فراهم می کرد؛ مشارکت و حضور در این دیار بسیار بیشتر از 4 سال پیش می شد.

اما بگویم از حماسه امسال که وزیر کشور آنرا  با افتخار 72% اعلام کرد در حالی که نرخ مشارکت در سال 1388 بر اساس آمارهای وزارت کشور حدوده 85% بود.

به نظرم اگر آمار امسال واقعی باشد؛ با توجه به آنکه آقا گفتند "حتی اگر حامی نظام نیستید ؛ باز حامی کشور باشید " حکایت از نا امیدی و سردی عمیقی دارد که رسانه ملی قصد بستن چشم خود به روی آنرا دارد.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/٢٤ - عباسعلی خادمی

امان از دست سیاست

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

به گفته پرشن بلاگ "مشکل وبلاگهایی که باز نمی شوند؛ تا ساعتی دیگر برطرف می شود"

یکی نیست به این آقایان بگوید "اگر از روی مصلحت تابع دیگران هستید؛ لااقل راست گو باشید"

قطعا مشکل فنی نداشته اید چون برخی از وبلاگهای بی خطر کار می کنند. آزاده باشید و بگویید تا پایان انتخابات و برای دوری از هر گونه تشویش اذهان عمومی ؛ تعطیل هستیم. تازه آقایان حواسشان نبوده که وبلاگ وجهی دیگر هم می بایست دارای مشکل باشد ولی از قلمشان افتاده است.

پرشن بلاگ نشان داده است که نه از نظر فنی و نه از سایر جهات؛ سرویسی قابل اعتماد نمی باشد و رواست که این حیاط خلوت را بسته و در جای دیگری باز کنیم.

 

با یاد حق منصف باشید

علی خادمی

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/٢٤ - عباسعلی خادمی

تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

خداوند را شاکریم که به ما عمر داد تا حلول مجدد ماه شعبان دیگری را درک کنیم. هر چه ماه شعبان ؛‌ مملو از شادی و سرور می باشد؛ ماه محرم مملو از یادآوری مصائب اهل بیت است.

تبریکات صمیمانه اعضای خانواده شاد ما را به مناسبت میلاد امام حسین (ع)؛‌امام زین العابدین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) پذیرا باشید.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/٢٢ - عباسعلی خادمی

حلال فود فستیوال

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

یکی از تفاوتهای این دیار با خانه پدری در دسترسی به گوشت حلال است. برخلاف خانه پدری که به هر مغازه ای بروی؛ گوشت حلال تحویلت می دهند؛ در این دیار اینگونه نیست و گوشت حلال را نمی توان از هر جایی تهیه کرد.

البته در این دیار خیلی هایی هستند که با مفهوم گوشت حلال و غیر حلال آشنایی دارند ولی به هرحال خیلی اعتقادی به این مفهوم ندارند و حتی پورک ( به فارسی خودمان گوشت خوک ) را هم می خورند و در مقابل خیلی ها هم هستند که خیلی اعتقادی به حلال و حرام ندارند اما چون گوشت حلال را خوشمزه تر می دانند؛ آنرا تهیه می کنند.

 اما عدم وجود گوشت حلال در تمامی عرصه ها برای مسلمانان این دیار ؛ انگیزه ای برای بیزینس ها شد تا فستیوال غذاهای حلال را راه اندازی کنند و بدینوسیله ضمن معرفی خود؛ فرصتی را برای طالبان گوشت حلال فراهم کنند تا دلی از عزا در بیاورند.

 

فستیوال غذاهای حلال

 

فستیوال غذاهای حلال

 

 فستیوال با استقبال خوبی روبرو شده بود و در ساعات ظهر و بعد از ظهر ؛ جای سوزن انداختن نبود. اما این فستیوال یک نکته مثبت دیگر هم داشت. در یک بازار شما می توانستید انواع غذاها را از کشورهای مختلف بچشید. مراکش ؛ پاکستان ؛ افغانستان ؛ تایلند؛ مکزیکی ؛ مدیترانه ای و ....

 

 

فستیوال غذاهای حلال

 برخی از غرفه های خیلی شلوغ بودند

 

فستیوال غذاهای حلال

 

 

فستیوال غذاهای حلال

و الحق که غذاهایشان وسوسه برانگیز بود 

 

فستیوال غذاهای حلال

 "ریب" یا فکر کنم همان شیشلیک خودمان ؛ خیلی مشتری دارد.

 

 

فستیوال غذاهای حلال

برخی از غرفه ها هم خیلی مشتری کم دارند. یکی از دلایل آن است که مثلا برخی از مشتریان محصولات شرکت "ذبیحا حلال" را حلال نمی دانند.

 

فستیوال غذاهای حلال

اما این شرکت تولید کننده شکر هم آمده بود که بگوید ما هم هستیم. بالاخره بیزینس ایز بیزینس

 

فستیوال غذاهای حلال

 ارائه نمونه غذا به مراجعان

 

فستیوال غذاهای حلال

 دکورهای غرفه ها

 

فستیوال غذاهای حلال

اما تنها گوشت در این فستیوال عرضه نمی شد. فالوده منجمد عرضه شده توسط شیرینی پاپا 

 

 

فستیوال غذاهای حلال

 غرفه شیرینی پاپا

 

فستیوال غذاهای حلال

 محصولات فرهنگی هم در این فستیوال عرضه می شد.

 

فستیوال غذاهای حلال

و همچنین لباسهای بانوان 

 

فستیوال غذاهای حلال

 و کتابهای مختلف در حوزه آموزه های دینی

 

فستیوال غذاهای حلال

 سخنرانی هم بود که ما فرصت شنیدن نداشتیم.

 

فستیوال غذاهای حلال

 این هم نقش بندی اسلامی (تاتو ) با حنا که مخل وضو نمی شود.

 

فستیوال غذاهای حلال

تازه صاحبان این غرفه می گفتند که با لاک ناخن آنها هم می توان وضو گرفت.  راست و دروغش با خودشان. این نقش و نگار با حنا ؛ نقاشی می شود. کلی هم کتابچه مدل وجود دارد که می توانید نقش مورد نظر خود را انتخاب کنید.

 

فستیوال غذاهای حلال

 صنایع دستی هم در این فستیوال به فروش می رسید. کلا کار و کسب یعنی همین.

 

فستیوال غذاهای حلال

 گلدانهای تزئینی

 

فستیوال غذاهای حلال

یک گرامافون تزئینی 

 

فستیوال غذاهای حلال

 انواع شال و روسری هم در فستیوال به فروش می رسید.

 

فستیوال غذاهای حلال

 عکس یادگاری اعضای سینیور خانواده شاد در فستیوال

 

فستیوال غذاهای حلال

این هم دست پخت خودمان است و ربطی به فستیوال ندارد. 

 

به هر حال به یاد داشته باشید؛ مصرف گوشت بیش از اندازه ؛ چه حلال و چه غیر حلال برای سلامتی مضر است. کمتر گوشت مصرف کنید و بیشتر ورزش کنید.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/٢٢ - عباسعلی خادمی

سالروز ورود به کانادا

سرآغاز کلام با نام زیبای حق

امروز یازدهمین سالروز ورود ما به کانادا است. راستی که زمان چه سریع می گذرد. درست به خاطر دارم ما شنبه شب با پرواز ایرفلوت از طریق مسکو وارد ترمینال شماره ۳ فرودگاه پیرسون تورنتو شدیم و علی کیانزاده و علی مطلبی به استقبال ما آمده بودند. انگار همین دیشب بود!

ورود ما به کانادا فصل نوینی را در زندگی ما رقم زد. البته ما برای ورود به کانادا برنامه ریزی کرده بودیم ولی هیچگاه راجع به تبعات زندگی در اینجا درک درستی نداشتیم. ما در حالی وارد کانادا شدیم که تمام زندگی و از همه مهمتر خانواده خود را در ایران پشت سر گذاشته بودیم و تقریبا با جیب خالی وارد فرودگاه تورنتو شدیم. هنوز اولین حس از استنشاق هوای نیمه سنگین خیابانهای اطراف فرودگاه را به یاد دارم. در ماشین وقتی به سمت منزل علی کیانزاده می رفتیم؛ علیرضا خواب بود و امیرحسین هم نیمه خواب. من و عطیه هم به خیابانها و اسامی آنها نگاه می کردیم. من هم خسته بودم و هم در فکر آینده ای که هیچ چیز از آن نمی دانستیم. هنوز هم مزه اولین لیوان آب پرتقالی را که علی کیانزاده بعد از بردن ١٠ تا ساک و چمدان را  به طبقه دوم خانه به من تعارف کرد به خاطر دارم.

خداوند در این مدت به ما کمک کرد که هر روز بهتر از دیروز باشیم هرچند که خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را تجربه کردیم. شبهای زیادی را با غم و شبهای بسیار بیشتری را با امید و شادی سر بر بالش گذاشتیم. ما براستی یک زندگی جدید نه از صفر که از زیر صفر شروع کرده بودیم. در مدتی که میهمان علی کیانزاده بودیم ؛ او ما را به دیدن جاهای مختلف از جمله داون تاون تورنتو و از همه مهمتر آبشار نیاگارا برد. در دو سه ماه اول ورود؛ ما از دوچرخه هایی که متعلق به صاحبخانه بود استفاده می کردیم و خیلی از مسیر ها را با دوچرخه می رفتیم. مثلا برای رفتن به آپارتمان علی مطلبی که در لاورنس و دانمیلز بود با دوچرخه به ساب وی فینچ می رفتیم و سپس با ساب وی ادامه مسیر می دادیم و به همین ترتیب برمی گشتیم. فکرش را بکنید ساعت ۱۲ نیمه شب در حالی که خسته هستی و دو تا بچه هم داری بعد از اتوبوس و ساب وی سواری بخواهی حدود ۱۰ کیلو متر را با دوچرخه طی کنی ! دو سه ماهی طول کشید تا من به لطف خدا توانستم با همان دوچرخه ای که با آن به مراکز کاریابی می رفتم ؛ یک کار پیدا کنم. کاری که آدمهای بسیار با عرضه تر از من نتوانسته بودند پیدا کنند و مجبور شده بودند تا به سروایوال جاب ( Servival Job ) مشغول شوند. خداوند روزی رسان است.

خیلی ها به کانادا می آیند و آب در دلشان تکان نمی خورد زیرا که با پشتوانه مالی بسیار وارد می شوند ولی برای ما فرق می کرد. ولی به هر حال لطف خدا شامل حال ما بوده و هست و انشاءالله خواهد بود.

روزی که ما به این دیار قدم گذاشتیم؛ امیرحسین ٧ ساله و علیرضا ۴ ساله بود. اما اکنون آنها دیگر بچه های کوچک آن سال ؛که آنها را براحتی قلمدوش می کردیم ؛ نیستند. به راستی که زمان چه سریع می گذرد.

ما در این مدت بیشتر از سی و دو هزار عکس دیجیتال انداخته ایم. عکسهایی که وقتی آنها را به ترتیب تاریخ مرور کنی خاطرات زیادی را زنده می کنند.

در تمام این مدت عطیه خانم با تمام کاستی های زندگی ما ساخت و در کنار من بوده است. خدا به او خیر بدهد. دوستت دارم عطیه جان. انشاءالله که همیشه سلامت باشی.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/۱٧ - عباسعلی خادمی

سالروز مبعث پیامبر امی گرامی باد

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

یکی از معجزات پیامبر گرامی اسلام حضرت محمدبن عبدالله (ص) درس ناخوانده بودن ایشان است که ریشه در حکمت لایزال الهی دارد.

من این نوشته را با عنوان ”امی” آغاز کردم زیرا جوهر معرفت بسته به میزان علم و دانش ظاهری نیست. خیلی از دانشمندان هستند که با ابعاد خلقت و آفرینش آشنا هستند ولی بازهم به وحدانیت خداوند که نه ؛ حتی به وجود خداوند نیز اعتقادی ندارند. به همین علت هم اعظم برگزیدگان خداوند ؛ با وجود بی بهره بودن از ساده ترین علوم یعنی خواندن و نوشتن ؛ توانست به مرتبه ای برسد که با سوادهای هیچ دوره ای از تاریخ بشر ؛ نتوانسته به آن برسند.

بیست و هفتم رجب سالروز آغاز رسمی ماموریت آن حضرت در هدایت بشر است و ای کاش مسیر اسلام در ماجرای سقیفه تغییر نمی کرد تا ماموریت آن حضرت با رهبری امامان معصوم ادامه یابد.

بگذریم ؛ بیست و هفتم رجب سالروز معراج حضرت ختمی مرتبت نیز هست. الحق و الانصاف که چقدر میان ما خاکیان با اشرف مخلوقات عالم فاصله است. به عنوان مثال یک شرکت تولیدی برای نمایندگان خود این امکان را فراهم می آورد که از خط تولید کارخانه دیدن کرده و با کیفیت محصول آشنا شوند. به عنوان مثالی دیگر ؛ ما به مناسبت های مختلف مثلا سالروز بدست آوردن مقام و یا موقعیتی ؛ کلی برنامه ریزی می کنیم تا یک هفته به یک مسافرت برویم و یا اگر خیلی خوش شانس باشیم یکی از دوستان با امکانات مالی و رفاهی بسیار؛ به عنوان هدیه ما را با خرج خودش میهمان کرده و به محل او می رویم.

خداوند تبارک و تعالی در سالروز معبث برگزیده خالص خود؛ ایشان را به یک میهمانی دعوت کردند تا حقایق عالم را که آن حضرت با چشم دل دیده بودند؛ با چشم ظاهر نیز ببینند و بخشی از آنرا برای اصحاب خاض روایت کنند.

تبارک الذی اسرا به عبده

از طرف تمامی اعضای خانواده شاد این روز گرامی تبریک می گوییم.

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Happy Family

Ali Khademi

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/۱٧ - عباسعلی خادمی

ناد علی مظهر العجائب

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

سالروز میلاد مولی الموحدین ؛ حضرت علی بن ابی طالب ؛ وصی برحق نبی اکرم (ص) را به پیشگاه ابا صالح المهدی (عج) و نیز تمامی شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

شیعیان این دیار هم به نوبه خود این روز را در حد بضاعت خود گرامی داشتند.

 

میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر

 هادی اکباتانی - سخنرانی کوتاهی راجع به فرازهایی از زندگی حضرت علی (ع)

 

میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر

 آقای قنبری

 

میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر

 آقای هبوطی و مولودی خوانی

 

میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر

ماه سیزده رجب بر فراز شهر تورنتو

اما میلاد حضرت علی (ع) ؛ روز پدر نیز هست. به علت چرخش ایام ماههای قمری ؛ امسال روز پدر کانادایی و میلاد حضرت علی (ع) تقریبا مصادف شده اند. 

میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر

امسال هم مانند سالهای قبل هدیه بهترین پدر دنیا به من تعلق داشت !

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/۳ - عباسعلی خادمی

دوباره دفتر حفاظت

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

یک زمانی بود که برای مسافرت های دور و نزدیک ؛ به هیچ چیز احتیاج نبود. مردم یک انبان غذا و احتمالا یک مرکب و قدری پول جور می کردند و راه سفر در پیش می گرفتند. البته خطرات زیادی در بین راه مسافران را تهدید می کرد و در هنگام ورود به شهر مقصد؛ حداکثر سوال و جوابی راجع به اینکه از کجا آمده ای و برای چه آمده ای می شد.

اما امروزه شرایط خیلی فرق کرده؛ خانه پدری هم که بخواهی بروی باید مدارکت جور باشد. معلوم باشد که هستی و کجاها بوده ای. اما امان از وقتی که مجبور باشی برای جور کردن مدارکت از روستای محل سکونت خود به شهر ( واشنگتن ) بروی. باز خدا را شکر که ماشین هست و جاده هست. انشاءالله همیشه به سفر خوش.

ما یکبار دیگر برای تمدید گذرنامه ایرانی اعضای جونیور خانواده شاد ناگزیر شده رنج و خرج سفر را به جان خریده و راهی سفری 800 کیلومتری شویم. مسیری که برای طی آن باید از مرز آمریکا گذر کرد و به سوالات مامور مرزبان آمریکا پاسخ گفت که می گوید از کجا آمده ای ؛ به کجا می روی و برای چه می روی. باز هم خدا را شکر که آمریکایی ها قدری از دنده اذیت پایین آمده اند.

اما مسیر تماما سر سبز و جنگلی است. جدا که خداوند به این خارجی ها چقدر نعمت و سر سبزی داده است. هر چقدر رانندگی می کنی و تا چشم کار می کند؛ سر سبزی و جنگل است و الحق که قسمت هایی از این مسیر به زیبایی جاده جالوس است.

 دوباره دفتر حفاظت

 آمریکا کشور سرسبزی است.  تا چشم کار می کند جنگل و سرسبزی است.

 

 دوباره دفتر حفاظت

 

در مسیر حرکت به کارگاههای صنایع دستی جالبی برخورد کردیم. این کارگاهها مجسمه هایی را با چوب می سازند و برای عرضه در کنار جاده می گذارند.

 

 دوباره دفتر حفاظت

 

 دوباره دفتر حفاظت

 

 دوباره دفتر حفاظت

 

 دوباره دفتر حفاظت

 

 دوباره دفتر حفاظت

 این مجسمه هنوز رنگ نشده است.

 

این دومین تجربه حضور ما در دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن بود. ما اینبار راس ساعت 8 صبح در مقابل دفتر بودیم ولی 33 نفر سحرخیزتر از ما؛ در صف ایستاده بودند.

حدودا یک ساعت نیم طول کشید تا نوبت تحویل مدارک ما شود. در هنگام تحویل مدارک ؛ از من اولین گذرنامه باطل شده ایرانی را که مربوط به یازده سال پیش می شد؛ خواستند. چیزی که من اصلا فکر آنرا نمی کردم و آنرا در خانه مان در تورنتو گذاشته بودم. 

فکرش را بکنید ؛ 800 کیلومتر دور از خانه هستید و قبل از آمدن کلی وب سایت دفتر حفاظت را زیر و رو کرده اید و یکسری مدارک با خود آورده اید. اکنون مسئول تحویل مدارک می گوید ؛ برو و فلان مدرک را هم بیاور؛ چه حالی به شما دست می دهد و چگونه کله شما داغ می شود. پس از کلی کشمکش ؛ مسئول تحویل گرفتن مدارک گفت که یک جوری کپی از آنرا هم بیاورید قبول است. من هم با حسین شیخ عطار تماس گرفتم و خدا را شکر او در دسترس بود. و رمز ورود به خانه را به او دادم و گفتم که مدارک را از کجا بردارد. او هم به خانه ما رفت و مدارک را اسکن کرد و برای من ایمیل کرد. خدا را شکر یک استار باکس هم همان دور و بر بود که اینترنت مجانی داشت. ما ضمن خوردن یک قهوه ؛ مدارک را دانلود کردیم و سپس آنها را به یک دفتر خدمات چاپی بردم و پرینت کردم و آنها را به مسئول مدارک دادم و قرار شد که کار ما انجام شود.

به نظر من کارکنان دفتر تمامی سعی خود را می کنند که به مراجعان کمک کنند ولی به هر حال آنها هم چیزی باید در دست داشته باشند. ولی به هرحال به نظرم نحوه اطلاع رسانی در سایت آنها دقیق نبود.

 

 

 دوباره دفتر حفاظت

درب ورودی درمقابل (کمی مایل به چپ ) خط کشی عابر پیاده است.

 

 دوباره دفتر حفاظت

 شهر واشنگتن سرسبز تر از تورنتو است. در این خیابان می توانید ماشین خود را برای دو ساعت مجانی پارک کنید.

 

 دوباره دفتر حفاظت

 

 دوباره دفتر حفاظت

از آنجاییکه آماده شدن گذرنامه ها تا 3 بعد از ظهر به طول انجامید؛ ناگزیر شدیم مانند روستایی ها در کنار خیابان ناهار خود را صرف کنیم. 

 

 دوباره دفتر حفاظت

 

 دوباره دفتر حفاظت

رفت و برگش ما حدودا 40 ساعت به طول انجامید. در برخی از مسیرها به ترافیک سنگین برخوردیم. 

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳٩٢/۳/۳ - عباسعلی خادمی