خاطرات خانواده (شاد ) ما

اولين کلام با نام حق

سلامی چو بوی خوش آشنایی؛

با سلام؛

راستش من اصلا از وبلاگ و وبلاگ نویسی خوشم نمی آید و حتی از کسانی که به این کار مشغول هستند انتقاد می کنم زیرا که با وقتی که برای وبلاگ صرف می کنند ؛ می توانند کارهای خیلی مثبت تری انجام دهند. ولی خوب وقتی یک چیزی مد میشود؛ دیگر نمی شدو کاری کرد و باید دستی بر آن کار داشت . برای همین هم چندین مرتبه از همسر دلبندم عطیه خانم خواهش کردم که یک وبلاگ برای خاندان ما درست کند که ایشان به علت ذیق وقت این امر مهم را انجام ندادند. این شد که مجبور شدم خودم دست به کار شوم.

راستش در زمانهای خیلی دور شاید ۱۵ سال پیش دلم می خواست که دفتر خاطراتی داشته باشم و دیگران بیایند آنرا بخوانند ولی خوب آن متعلق به زمان جوانی من است و روحیه امروز من با آنروز بسیار متفاوت است .

 همین جا هم به این نکته اشاره کنم که اصلا از زبان محاوره ای که در وبلاگها مرسوم است خوشم نمی آید که هیچ حتی متنفر هم هستم. خیلی از آداب و مرام های دیگر هم هست که به هیچوجه آنها را رعایت نخواهم کرد.

این فرصت خوبی است که در اینجا خود و خانواده ام را معرفی کنم

همسر عزیز من عطیه محمدی   Atieh Mohammadi

فرزند بزرگترم امیر حسین خادمی (Amir Hossein Khademi)

فرزند کوچکترم علیرضا خادمی (Ali Reza Khademi)

من هم عباسعلی خادمی (علی خادمی Abbas Ali Khademi)پدر خانواده هستم.

ما در ریچموندهیل در اونتاریوی کانادا زندگی می کنیم . امیدوارم در فرصتهای بعدی بتوانم مطالب بیشتری بنویسم. من نامه های الکترونیکی خود در یاهو را نمی خوانم. می توانید آدرس ایمیل من را در وب سایت شخصی خودم پیدا کنید.

شاد باشید

خانواده شاد خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٥/۱٢/٢٠ - عباسعلی خادمی