خاطرات خانواده (شاد ) ما

آلگون کویین ۲۰۰۷!

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

یکی از مشکلات ما در اینجا یعنی دیار غربت طولانی بودن زمستان است. هوای سرد طولانی؛ آسمان خاکستری برای مدت طولانی؛ و خیابانهای برفی همه دست به دست هم می دهند و زمستان طولانی را طولانی تر می کنند. برای همین هم هست که همواره سعی می کنیم قدر تابستان کوتاه مدت را بدانیم. یکی از تفریحات سالم در اینجا رفتن به دامان طبیعت به منظور کمپینگ برای چند روز می باشد. امسال سومین سال پیاپی بود که ما به پارک جنگلی آلگون کویین برای کمپینگ رفتیم. سال اول فقط چهار خانواده بودیم ؛ سال دوم شش و امسال ده خانواده. خوب این هم نوعی پیشرفت است . پیشرفت در هماهنگی؛ پیشرفت در تحمل و تعامل با دیگران و .... خانواده شاد ما امسال با ۵ نفر ( با احتساب مادرم) بیشترین جمعیت را داشت. امسال۴ خانواده زوج جوان در میان ما بود. خانواده هایی که فرزندی ندارند. از سویی شیرینی فرزند را نچشیده اند و از سویی زحمات فرزند را به دوش نمی کشند.

 

امسال آقای حدیدی بیشتر از سالهای قبل سعی کرد که نقش کوردینیتور‌(هماهنگ کننده) را ایفا کند. البته به نظرمن میان هماهنگ کننده؛ مدیر؛ رئیس؛ برگزار کننده یا صاحب برنامه (بانی) باید مرز مشخصی وجود داشته باشد ولی در اینگونه حرکتهای خودجوش مرزها با همدیگر ممکن است قاطی شود. آقای حدیدی به عنوان کوردینیتور تمام مساعی خود را بکار گرفت تا تمام تصمیمات به طور دموکراتیک گرفته شود. خدا انشاءالله خیرش بدهد.

 

کمپینگ برای بچه ها هم موقعیت خوبی است. آنها فرصت دارند تا دردامان طبیعت با یکدیگر با یکدیگر بازی کنند و از تحارب یکدیگر بهره ببرند. همین را هم اضافه کنم که میانگین سنی خانواده ما در میادن سایر خانواده ها بالا است . به این مفهوم که امیر حسین و علیرضا جزو بزرگترین بچه ها هستند. یکی از مشکلات ما مخصوصا در مورد امیرحسین همین است. امیرحسین دوست هم سن و سال خودش را ندارد. برای همین ناگزیر است تا به نوعی خود را با بچه های کوچکتر خود سرگرم کند.

 

محیط کمپینگ نوعی کاتالیزور است تا خانواده ها بیشتر با یکدیگر آشنا شوند و با هم از نزدیک برخورد داشته باشند. همین نزدیکی اجباری منجر به تحلیل و برداشت هایی ازدیگر خانواده ها شده و حتی ممکن است به تعمیق رابطه و یا احیانا ایجاد سوء تفاهم هایی بیانجامد.

 

الحمدالله امسال نیز هوا بسیار عالی بود. صاف با آسمانی کاملا آبی ؛ معتدل گرم و از همه مهمتر شبهایی پرستاره. اصولا در دامان طبیعت؛ منابع آلاینده نوری بر روی زمین وجود ندارد ولی خداوند باید یارت باشد تا ماه هم در آسمان نباشد تا بتوانی انواع خوشه های کهکشانی را ببینی و با خود بگویی «ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک و قنا عذاب النار»

 

ما دو شب پیاپی به کنار دریاچه رفتیم و حدود نیم ساعت به آسمان شب خیره شدیم. وقتی در این خیرگی مبهوت ماندی آنگاه به یاد این آیه کریمه می افتی که «لقد زینا سماء الدنیا به زینت المصابح» . ای کاش می شد تا سحرگاه آسمان را که هراز چندگاهی یک شهاب در آن می دوید؛ تماشا می کردیم.

 

بقیه مطلب را از روی عکسها بخوانید.

 

 

 

تایتانیک ۲ - همه با لباس و جلیقه نجات در حال شنا هستند.

 

 

 

 

این عکس دسته جمعی را در آخرین ساعات کمپینگ گرفتیم. همه در عکس هستند. غائبین عبارتند از  آقای حدیدی و امیرحسن یزدی زاده

با یاد حق شاد باشید

علی خادمی

خانواده شاد

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/٦/۱ - عباسعلی خادمی