خاطرات خانواده (شاد ) ما

مدرسه فارسی؛

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

شنبه گذشته بچه ها ( امیرحسین و علیرضا‌‌ ) را به مدرسه البرز بردیم و به طور رسمی بچه ها مدرسه فارسی را شروع کردند. امیرحسین کلاس پنجم و علیرضا کلاس سوم را خواهد خواند.

به عقیده این حقیر ؛ اینجا در دیار غربت فراگیری زبان و فرهنگ فارسی برای بچه ها بسیار مهم است . این عقیده در میان خانواده ها شدت و ضعف دارد. برخی از خانواده ها در داخل خانه اصلا انگلیسی صحبت نمی کنند ( مثل ما ) . در برخی از خانواده ها ؛ والدین فارسی با بچه ها صحبت می کنند و بچه ها انگلیسی جواب می دهند و در برخی از خانواده ها والدین چه بنا به تمایل شخصی ( شهرت دانستن انگلیسی صحبت کردن ) و یا به اجبار مجبور هستند انگلیسی با فرزندان خود صحبت کنند. من دوستانی دارم که حال می کنند با بچه های خردسال خود انگلیسی صحبت کنند و با گوشها و چشمهای خود ببیند که فرزندشان چقدر خوب انگلیسی را بهتر از فارسی صحبت می کند. کوچکترین اشتباه این دوستان آن است که لحجه انگلیسی زیبای فرزند خود را خراب می کنند.

این مشکلات وقتی بیشتر می شود که بچه در کانادا به دنیا آمده باشد (پیور کنیدیین!) و از همان شیرخوارگی به مهد کودک و کلاسهای انگلیسی رفته باشد. خوب هرکسی صلاح خانواده و زندگی خود را بهتر می داند ولی به نظر من اگر به جنریشن گپ (Generation Gap ) معتقد باشیم - که البته هست - عدم همزبانی والدین و فرزندان این گپ را بیشتر می کند.

کلاسهای فارسی مطابق با مواد درسی آموزش و پروش ایران است و یک روز در هفته ( شنبه ها ) از ساعت ۱۰ صبح تا ۶ بعد از ظهر برقرار می باشد. ممکن است بپرسید آیا با یک روز در هفته می توان مواد فارسی را تدریس کرد؟

پاسخهای موافق و مخالف بسیاری در این میان مطرح است. برخی می گویند کاچی بهتر از هیچ چی. برخی هم می گویند آب در هاون کوبیدن است.

این حقیر می گوید همه چیز بستگی به تلاش بچه ها دارد. اینجا بچه ها اگر بخواهند می توانند به همه مدارج دست یابند.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید اینجا بچه ها به صورت نا خودآگاه با هم انگلیسی صحبت می کنند حتی در مدرسه فارسی!

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/٩/۱٤ - عباسعلی خادمی