خاطرات خانواده (شاد ) ما

نوروز ۱۳۸۶:‌ قبل و بعد

اسرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

سال نو مبارک!

اکنون که این یادداشت را می نگارم ؛ پاسی از شب گذشته است. بعد از آنکه برخی از کارهای معوقه خود را انجام دادم؛ گفتم که بهتر است همین آلان یک یادداشت جدید بنویسم زیرا فردا فرصت چنین کاری را نخواهم داشت. البته هم اکنون حدود ۱۰ روز است که هیچ فرصتی برای نوشتن نداشته ام و همین امر مرا به تعجب وا می دارد که چطور بعضی ها از صبح تا شب و از شب تا صبح وبلاگ گردی می کنند و از اینکه برای دیگران نظر بگذارند یا اینکه دیگران برای آنها نظر ارسال کنند ؛ حال می کنند. بگذریم

 

خاطرات خانواده شاد را با خریدهای نوروزی آغاز می کنم. از آنجاییکه خیلی برای ما مهم است تا بچه ها فرهنگ ایرانی را فراموش نکنند؛ ما هر سال به بازار نوروزی می رویم و خریدهایی را برای سفره هفت سین و دیگر ملزومات انجام می دهیم. در تورنتو چندین بازار نوروزی برگذار می شود و ما سعی می کنیم از چندتایی دیدن کنیم. در این میان فرصتی دست داد تا با یک سفره هفت سین البته با پرچم شیر و خورشید عکس بگیریم:

تصویر در دسترس نیست

 

از راست به چپ :‌عطیه محمدی - امیرحسین خادمی - علیرضا خادمی

 

از راست به چپ عباسعلی ( علی ) خادمی ؛ عطیه محمدی  From right to left: Abbas Ali Khademi and Atieh Mohammadi 

و این هم عکس سفره هفت سین:

 

ما برای خرید ماهی قرمز به PetsMart رفتیم زیرا قیمت آن بسیار بهتر از فروشگاههای ایرانی بود. این هم عکس بچه ها در مقابل فروشگاه:

از راست به چپ :‌امیرحسین خادمی - علیرضا خادمی

یکی دیگر از وقایع نوروزی؛ تولد من است. این هم عکسهایی از کیک تولد من به همراه خودم. در اینجا لازم است تا از همسر دلبندم عطیه محمدی به خاطر این جشن تولد سپاسگزاری کنم. انشاءالله که خداوند به من و خانواده ام عمر طولانی همراه با سلامتی بدهد.

از راست به چپ: علیرضا خادمی - عباسعلی (علی) خادمی - امیرحسین خادمی

ما شب عید سبزی پلو با ماهی داشتیم و خوب طبق معمول بچه ها آنرا دوست نداشتند. من هم مجبور شدم آنها را کلی نصیحت ؛ سفارش و تهدید کنم تا بلکه قدری بخورند. ولی خوب این برای آنها خاطره ای شد تا یادشان بماند که در فرهنگ ایرانی شب عید باید سبزی پلو با ماهی خورد.

امسال هم در شرکت ما سفره هفت سین پا برجا بود. این هم عکسی از این سفره :

لازم به ذکر نیست که خوراکی های این سفره تا بعداز ظهر بیشتر دوام نیاورد.

این هم عکس سفره هفت سین خانه ما:

روز اول فروردین ۱۳۸۵ مصادف با چهارشنبه بود که به نوبه خود روز کاری بود ولی من که مرخصی گرفته بودم و بچه ها را هم به مدرسه نفرستادیم. برای ناهار به اتفاق خانواده های شیدایی و هدایتی به Mandarin که یک رستوران چینی است رفتیم و جای شما خالی خیلی خوش گذشت.

 

 

از راست به چپ‌: علیرضا خادمی ؛ امیرمحمد هدایتی ؛ عباسعلی (علی) خادمی ؛‌ جمال شیدایی ؛ علیرضا هدایتی ؛  مریم هدایتی ؛ هانیه شیدایی ؛‌فریبا شیدایی. این عکس توسط عطیه محمدی گرفته شده است.

بعد از آن هم به یک باشگاه بولینگ رفتیم:

خلاصه که روز پرخرجی بود!!! ولی خیلی خوش گذشت. امروز بقدری خندیدیم که حد نداشت.

شب هم خانواده ملکیان برای دید و بازدید عید آمدند. چون شیرینی نداشتیم من مجبور شدم که خودم کیک درست کنم. تعریف از خود نباشد خیلی خوشمزه شده بود.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد خادمی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱/٤ - عباسعلی خادمی