خاطرات خانواده (شاد ) ما

سردترین شب زمستانی و فیلم سنتوری!

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛


در اخبار شنیدم که امشب سردترین شب زمستان است. هم اکنون دمای هوای خیابان -۲۰ است و با باد سرد برابر -۳۰ می شود.


ما امشب فیلم سنتوری را هم دانلود کرده و تماشا کردیم. خداوند به مخترع اینترنت خیر بسیاری بدهد. راستی که سنتوری چه فیلم بی خودی بود! من نقاد سینما نیستم ولی به نظر من تمام کسانی که وقت خود را برای دیدن این فیلم تلف کردند؛ هیچ اطلاع و پیام جدیدی را دریافت نکرده اند.

فیلم راجع به شخصی به نام علی سنتوری است که از خانواده مذهبی خود طرد شده است و به علت سیاست های فرهنگی دولت نمی تواند مهارت خود را به صورت قانونی و رسمی عرضه کند. چیزی که با توجه به وجود این همه سی دی و نوار رنگ و وارنگ در بازار موسیقی اصلا درست به نظر نمی رسد.

اما داستان عاشق پیشگی یک دختر به علی و داستان عشق داغ ولی زودگذر وی و تمایل او به سمت شخص دیگری؛ این هم چیز جدیدی نیست. همه این داستانها را می دانند و بهتر از آنها را بلد هستند. تصویری که فیلم از خانواده مذهبی علی سنتوری ارائه می دهد نیز تصویر دقیق و کاملی نیست. این کلیشه می تواند در هر خانواده ای چه متول و چه دین گریز وجود داشته باشد. به نظرم آنچه که باعث شد این فیلم اینقدر مورد توجه بازار سیاه قرار گیرد؛ دین گریزی مردمی بود که دوست دارند مدرکی برای دین گریزی خود ارائه دهند.

اما صحنه های نکبت بار اعتیاد علی سنتوری نیز داستان جدیدی نیست چرا که بسیاری از خانواده های ایرانی به طور ملموس زجر آنرا کشیده اند.

 نکته بسیار جالب در این فیلم مهاجرت به کانادا بود. خیلی برای من جالب است که این همه مهاجرت به خارج صورت می پذیرد ولی گیر داده اند به کانادا. سریال راه بی پایان هم که از IRIB2پخش میشود دارای کاراکتری است که مهندس کامپیوتر است و انگار که کانادا خانه خاله است و یک روز تصمیم می گیرد برود و یک روز به خاطر عشق تصمیم به ماندن می گیرد.

از همه اینها که بگذریم تعجب من از کارگردان و تهیه کنند این فیلم است. این آقای داریوش مهرجویی انگار که تازه از کره مریخ به زمین آمده و راست افتاده توی ایران. انگار خط قرمزهای نظام را نمی داند. اصلا نمی دانم چرا باید ساختن همچین فیلمی باید برای او انگیزه باشد؟ اصلا چرا نمی رود مثل سایر کارگردان برجسته ایران! مانند کیارستمی و مخملباف فیلم در کشورهای دیگر بسازد؟ چرا به جای همکاری با هنرپیشه های گمنام ؛ نمی رود و با هنرپیشه های ترگل ورگل خارجی کار کند؟ چرا روز اول فکر نکرده بود فیلمهای هالیوودی یکشبه به بازار سیاه وارد می شوند؛ فیلم او نیز که هیچ چفت و بستی ندارد؛ جای خود دارد. ای کاش یکروز می توانستم خودم از داریوش مهرجویی این سوالات را بپرسم و جواب را از دهان او بشنوم.

برای من همواره یک سوال وجود داشته است. چطور است که یک فیلم درست در لحظه اکران و یا پس از اکران توقیف می شود. مگر هیچ ممیزی در وزارت ارشاد وجود ندارد؟ چرا با وجود این همه فیلتر در وزارت ارشاد؛ باز هم یک فیلم در این مرحله توقیف شده و به خاطر همین توقیف؛ استقبال کم نظیری از آن در بازار سیاه می شود؟ آیا این استقبال در بازار سیاه جامعه اسلامی نشانه چیست؟ عدم اعتماد مردم به نظام؟ دین گریزی؟ به کرات پیش آمده است که یک فیلم تمام مراحل قانونی را طی کرده و پس از نمایش به دلیل اعتراض گروههای مختلف ( عموما منتسب به مذهبی رادیکال) توقیف شده است. آیا این نشان دهنده عدم هماهنگی ما بین وزارت ارشاد و این ارکان نا پیدا نیست؟

راستی اگر این فیلم یک تغییر کوچک می کرد و در ابتدای آن گفته میشد که این فیلم دردوران سلطنت خاندان پهلوی رخداده است؛ آیا باز هم توقیف می شد؟ راستی چرا آستانه تحمل نظام اسلامی در اینگونه از موارد اینقدر کم است؟

از اینها که بگذریم من و همسرم پس از تماشای این فیلم خیلی راجع به این نکته که چگونه فرزندانمان در دام اعتیاد نیافتند؛ صحبت کردیم. عبرت آموزی و آینده نگری بسیار در قرآن مورد توجه گرفته است. من دعا می کنم که خداوند فرزندان ما از شر هرگونه دام نگاه دارد.


با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱٢/٩ - عباسعلی خادمی