خاطرات خانواده (شاد ) ما

تقدیر الهی ، اغنیا، فقرا

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛
۱ - مقدمه: به خوبی در خاطرات دوران کودکی که بسیار دلم برای آنها تنگ شده است؛ به خاطر دارم که در ماه محرم ؛ مرحوم پدرم حاج محمدعلی خادمی در تکیه ای که در کارگاه خود برای عزای امام حسین مجلس عزا برپا می کرد و سخنرانان مختلف می آمدند و برای مردم عزادار سخنرانی می کردند؛ من هم که شاید هشت سال بیشتر نداشتم در پای منبر می نشستم به سخنرانی گوش می دادم و در پایان هم در پاسخ به دعای سخنران همه آمین می گفتیم.
خوب به خاطر دارم که یکی از سخنرانان ( در ۳۰ سال پیش) می گفت خدایا از لطف خودت دارویی را برای این بیماری مهلک سرطان در اختیار این بندگانت قرار بده.
 
۲ - این دنیا دار مکافات نیست بلکه دار امتحان است. این سنت خداوند است که بندگان خود را به خیر و شر؛ به خوبی و بدی؛ به فقر و ثروت ؛ و به بیماری و تندرستی بیازماید تا ببیند که آنها چگونه رفتار می کنند. این سنت تا آنجا که عقل ناقص من می رسد کوچک و بزرگ و گناهکار و غیر گناهکار را نمی شناسد.
 
۳ - پریروز شیندم که دختر یکی از افراد سرشناس ( آقای علی لاریجانی؛ عضو شورای امنیت ملی و جدیدا نماینده دوره هشتم) در عنفوان جوانی ( هنوز به ۳۰ نرسیده‌) در حالی که می توانم تصور کنم در شرایط بسیار مطلوبی رشد و نمو کرده ؛ دچار سرطان خون شده است. این دقیقا در حالی بود که چند روزی در نفس خودم و با خودم در جدال بودم که خدایا چگونه است بعضی ها مرتبا به چراغ سبز می خورند و بعضی مرتبا به چراغ قرمز. چرا بعضی ها به هرچیز دست می زنند طلا می شود و چر بعضی ها به هر چیزی دست می زنند جز پوچی نتیجه ای ندارد و در این جدال خود را و نعمتهای بیشماری را که خداوند به من عطا کرده است به یاد می آوردم تا نکند از خط خارج شوم.
این را یادآوری کنم اصلا فکر نمی کردم و نمی کنم که امثال علی لاریجانی در مسیر زندگی مرتبا به چراغ سبز خورده اند ولی خوب انسانهای زیادی هستند که تو آنها را نمی شناسی و شاید می شناسی و می توانی تصور کنی چگونه اگر نه هرگز بلکه به ندرت مجبور شده اند برای چراغ قرمز ؛ نیش ترمزی بزنند.
شنیدن این خبر اول از همه مرا به یاد آن سخنران انداخت. او در آن هنگام می دانست که چه دعایی باید بکند ولی بعد از این مرا به یاد جدال درونی ام انداخت. برگی برنده برای جناحی که می گفت سخت نگیر چراغ قرمز برای همه هست! همانطور که گفتم اگر این جوان سرطان گرفته است نه به خاطر مرفه بودن است و نه به خاطر اینکه پدر و خویشاوندان او چه کسانی بوده یا هستند. بحث بر سر خوبی یا بدی اشخاص نیست و من نمی گویم که مکافات پس می دهند. این سنت خداوند است و هرچیز نزد خداوند به اندازه است.
 
۴ - و جدالی جدید: از آن روز جدال جدیدی شروع شده است. جناح دیگر یک معبر جدید برای خود درست کرده است. آیا در میان این به قول تو آزمایشها؛ شرایط فقیر و غنی یکسان است؟ همین خانواده را در نظر بگیر. آیا شرایط دکتر و دارو و حمایت هایی که از این خانواده می شود با دیگر خانواده ها یکسان است؟ فکر نمی کنم....
 
۵ - دعا: خدایا ما به آنچه که به رسولت نازل کرده ای و به ملائکه و سایر رسولان ایمان آورده ایم و گفتیم شنیدیم و اطاعت کردیم. حمد و ثنا فقط مخصوص تو است و ما را از عذابت نگاه دار. خدایا تو هیچ نفسی را به بیشتر از آنچه که در وسع او است؛ مکلف نکرده ای و هرچه را که بدست آورده است چه خوب و چه بد برای همان نفس است. خدایا ما را به خاطر فراموشی و خطا مواخذه نکن و چیزی را که به گذشتگان ما تحمیل کردی بر ما تحمیل نکن و همچنین چیزی را که بیشتر از تحمل ما است ؛ به ما تحمیل نکن . از گناه ما در گذر و ما را در رحمت خودت قرار بده . بدرستی که تو مولای ما هستی و ما را در مقابل کافرین یاری فرما. (خدایا همچنین لطفا داروی سرطان را هم در اختیار همه قرار بده و ما را از امراض و نقصان بدور نگاه دار)
 

تذکر: نگارنده لازم می داند تا شما را از این توهم که او مدتها است پشت چراغ قرمز مانده است؛ خارج کند. تنها نکته ای که مرا آزار میدهد بوق زدن سایر رانندگان محترم است که با سرعتی بیشتر به پیش می روند تا بلکه به چراغ سبز بعدی برسند و البته مرتبا برای سایرین بوق می زنند که ما داریم تند می رویم! به بیان خیلی فارسی تر منظورم کسانی است که خداوند به آنها تمکن مالی بیشتری داده است تا ببیند چکار می کنند ولی آنها به ابراز تفاخر (بوق زدن) برای دیگران می پردازند. خدا همه را هدایت کند.


با یاد حق شاد باشید
علی خادمی

خانواده شاد

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱٢/٢۸ - عباسعلی خادمی