خاطرات خانواده (شاد ) ما

دید و بازدیدهای نوروزی

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

اینجا در دیار غربت خیلی چیزها عوض می شود. مثلا دید و بازدیدهای عید. در ایران که بودیم ؛ دید و بازدید عید برای من عذاب بود. من هیچ توجیهی برای آن نداشتم و با دیده انتقاد به آن نگاه می کردم‌: «اصلا چه معنی دارد که ما که چند دقیقه پیش فلانی را در بهمان خانه دیده ایم و سال خوبی را برای او آرزو کرده ایم؛ دوباره ساعتی بعد در یک خانه دیگر ببینیم و دوباره همان حرف ها...»

یادم می آید من به همسرم می گفتم که هرجور می خواهی برنامه ریزی کن که من دیگر از روز ۵ فروردین باید بروم سرکار و دیگر وقت ندارم. مرتبا می گفتم وقت من تلف می شود. و ایشان هم برای اینکه به خاطر رسوم مجبور بودیم تا خانه دورترین اقوام برویم؛ هی به من می گفت «علی جان یک جوری برنامه بریز اینجا و آنجا را هم برویم و من هم هی غر می زدم»

ولی اینجا شرایط فرق می کند. ما که اینجا هیچ قوم و خویشی نداریم و نیاز به داشتن ارتباط عاطفی داریم؛ دید و بازدیدهای عید فرق باید جدی گرفت . البته خیلی از دوستان را هم که اینجا می بینی؛ همان انتقاد ها را با زبان طنز مانند «خاله بازی» مطرح می کنند.

ما امسال هم مانند سال گذشته به دیدار دوستان و آشنایان رفتیم و کلی روحیه بچه ها عوض شد. در این رهگذر نوعی صله رحم هم انجام دادیم. امسال برای تنوع عکس هم گرفتم. نگاهی به آنها بیاندازید. ما روز های شنبه ۲۴ و یکشنبه ۲۵ مارچ را به دید و بازدید گذراندیم و عمدتا در ساختمان وینفورد بودیم.

یکی از مهمترین ویژگیهای دید و بازدیدهای نوروزی در برنامه ریزی آن است. هرکسی اعلام می کرد که در چه تاریخ و ساعتی منزل است و همه در آن تاریخ ولی با حدود ۲ ساعت تاخیر به دیدار وی می رفتند!

 

این عکس را در منزل آقای شیدایی قبل از صرف یک ناهار مختصر انداختیم.

ردیف بالا از راست به چپ : هدایتی ؛ شیدایی ؛ شیدایی ؛ عطیه محمدی همسر عزیز؛ شیدایی ؛ شیدایی

ردیف پایین از راست به چپ‌:‌امیر محمد ؛هستی؛ علیرضا؛ امیرحسین

این هم سفره هفت سین منزل آقای شیدایی:

سفره هفت سین نماد فرهنگ ایرانی

عکس بالا : میهمانی منزل آقای شیدایی

عکس بالا:‌عکاس باید تنوع و نوع آوری داشته باشد و برای شکار یک لحظه مناسب باید حاضر باشد همه جا برود. این عکس را از زیر میز گرفتم تا بتوانم همه آقایان را در عکس جا دهم.

از راست به چپ :‌برخوردارپور ؛ علوی ؛ شفیعی ؛ نوروزی ؛‌ حامد صمدی (مشغول بلند صحبت کردن!) ؛ رودی ؛‌ هدایتی؛ اکبری

در فرهنگ ایرانی حتی اگر دو نفر دور هم جمع شوند؛ باید از سیاست و اقتصاد صحبت کنند. در کلیه این مجالس ما از انرژی هسته ای؛ جنگ با ایران؛ ملوانان انگلیسی؛ اهانت یکی از مجلات ذاله به ساحت مقدس پیامبر گرامی (ص) صحبت کردیم.

عکس بالا: این عکس را دادم آقای شیدایی بگیرد تا خودم هم در عکس باشم.

این هم عکس خانم های مجلس

این عکس نشان می دهد که زیر یک سقف حداقل ١۵ خانواده دور هم جمع شده اند و برای لحظاتی فراموش کرده اند که ایران نیستند. تصورش را بکنید جمع بالا حدود ۶ مرتبه در یک روز ؛ همین طورکه در عکس می بینید؛  در خانه های مختلف دور هم جمع شدند ؛سال نو را تبریک گفتند و برای هم آروزی سلامتی کردند و بعد ادامه صحبت های مجلس قبلی

عکس بالا:‌این عکس را هم از بچه ها دسته جمعی گرفتم. دقت کنید که چگونه هرکدام از  بچه یک ژست و قیافه معنی دار و بچه گانه گرفته اند.

 

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٦/۱/۱۱ - عباسعلی خادمی