خاطرات خانواده (شاد ) ما

الگون کویین 2008! ان خیر الزاد التقوی

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

من خیلی فکر کردم تا عنوان این نوشته را چه چیزی انتخاب کنم. من انتخابهای بسیار متعددی داشتم. مثلا:

- آخرین سفر دوربین عکاسی سونی

- اولین تجربه کمپینگ بارانی

- ایجاد دوستی های جدید

 سرانجام بعد از کمی تامل عنوانی را برگذیدم که به نظرم رسید بهترین است. این اولین کمپینگ بود که هوا بارانی بود. البته نه تنها من بلکه اکثر کسانی که برای کمپینگ آمده بودند؛ از قبل وضع هوا را مرور کرده بودند ولی خوب باید بگویم چون تجربه نداشتیم و خیلی هم باران را جدی نگرفته بودیم. بارش مداوم باران برای حدود ۳۰ ساعت همه را غافلگیر کرد و حتی من فکر کردم بهتر است کمپینگ را نیمه کاره رها کرده و به تورنتو بازگردیم.

در این میان هرکسی بنا به پیش بینی و تجربه وسایلی را همراه آورده بود که به درد هوای بارانی بخورد. خیلی ها چتر آورده بودند؛ برخی ها مثل من بارانی بسیار سبک و مناسب. مسئله محافظت کردن از چادر ها در مقابل باران هم از دیگر مسائلی بود که نیاز به پیش بینی و آوردن وسائل مناسب می کرد در حالی که خیلی از ماها آمادگی حفاظت کامل از چادر در مقابل باران را نداشتیم چه برسد به اینکه وسائل مناسب برای سقف زدن روی میز ناهار خوری را از پیش با خود بیاوریم.

این اولین باری بود که ما شبی را زیر باران (البته در چادر) خوابیدیم و حتی آب به داخل چادر ما راه پیدا کرد. تجربه ای قدری نا آسان ولی خوب بود. من هیچ وقت با صدای باران به خواب نرفته بودم. ما می دانستیم که باران زود گذر است و در بدترین شرایط در ماشین خواهیم خوابید و فوقش به تورنتو برمی گردیم. خلاصه اینکه دلمان قرص بود که یک سرپناه داریم. در آن شب های بارانی من به کسانی فکر می کردم که زیر باران هستند و هیچ سرپناهی ندارند و امیدی هم به یافتن سرپناه ندارند. راستی که ما باید خیلی خدا را شاکر باشیم.

کوتاه اینکه هر سفری نیاز به وسائل مورد نیاز آن سفر دارد. اگر وسائل مورد نیاز به همراه مسافر نباشد؛ آن سفر جز دردسر چیزی را برای مسافر و نتیجه ای جز به سرمنزل مقصود نرسیدن را به همراه نخواهد داشت. مسافری که وسائل مورد نیاز را همراه نداشته باشد یا اینکه جا می ماند و یا اینکه باید منتظر لطف همسفران شود تا بتواند لنگ لنگان به سفر ادامه دهد. الحمدالله در حین کمپینگ دوستان بسیار به هم کمک کردند و این امکان وجود داشت که برخی از وسائل مورد نیاز را کم و بیش از فروشگاه کمپ بخریم.

خداوند به ما در سفر آخرت رحم کند. سفری که در آن هیچ کس به فکر کسی نیست و نه امکان تهیه زاد و توشه راه و احیانا خرید و اصلاح وجود دارد. در این سفر ؛ ما قرین اعمال خود هستیم و به نص صریح قرآن مجید؛‌ تنها توشه راه فقط تقوی و ترس از خدا است.

از این ها که بگذریم این سفر تجربیات گرانبهایی را برای ما به همراه داشت. یکی از مهترین آنها شناخت بیشتر دوستان از نزدیک است. موقعیتی که در شرایط عادی پیش نمی آید. ایجاد دوستی های جدید هم از جمله دیگر امتیازات است. ما در این سفر با دوستان جدید چون سعید مرادی ؛ حسام چینی فروشان و جواد عظمائیان آشنا شدیم.

از دیگر تجربیات مهم دیگر این سفر رشد اجتماعی علیرضا و امیرحسین بود. کاملا مشهود بود که بچه ها و مخصوصا امیرحسین بیشتر سعی می کردند در جمع آدم بزرگ ها حاضر شده و در محاوره ها شرکت کنند. ما نیز از فرصت ها استفاده کرده و تا پاسی از شب دور آتش می نشستیم و صحبت می کردیم.

امسال جوانترین عضو کمپینگ نورا حدیدی  بود که هنوز یکسال هم ندارد. عکس او را می توانید در سایت کمپینگ ببینید.

امسال هم مانند سالهای گذشته به طرق مختلف ثابت کردیم که ۱۱ سپتامبر کار ایرانی ها نبوده است. مثلا تنها کسی که زود تر از موعد ( و نه سروقت ) به محل ملاقات ناهار سید ؛‌محمدرضا اکبری و مریم فومنی بود. خانواده ما با نیم ساعت تاخیر به محل رسید زیرا منتظر زهرا یزدی زاده و میثم رودی بودیم و البته ترجیح دادیم افتتاحیه المپیک پکن را ببینیم! سایر دوستان هم با تاخیرهای بیشتر رسیدند. در سایر فعالیت ها هم گلگی هایی بود که خود را در صحبت های لفظی دوستان در روز آخر کمپینگ خود را نشان داد. این هم بخشی از تعامل اجتماعی است. بعد از کمپینگ هم دوستان اقدام به ارسال نامه های مختلف در باب کمپینگ فرستادند. بعدا لینک به دفتر خاطرات را خواهم گذاشت.

متاسفانه در این سفر دوربین عکاسی ما بعد از حدود ثبت ۱۲۰۰۰ عکس از لحظات زندگی ما به علت رطوبت خراب شد. انشاءالله که بتوانیم یک دوربین بهتر بخریم.

 

فعلا به گذاشتن لینک وب سایت رسمی الگون کویین ٢٠٠٨  بسنده می کنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 بعضی ها خیلی مجهز آمده بودند. انگار قرار است همیشه اینجا باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 حضور اجتماعی بچه ها کاملا محسوس بود.

 

 

 

 

 در حلقه دوستان تا پاسی از نیمه شب زیر باران شدید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 خانواده تایتانیک!

 

 

 همسر غواض من!

 

 

 

 

 

 مانند هرسال یک عکس یادگاری از اعضا گرفتیم

 

 عکس فوق ؛ زیباترین عکس کمپینگ است

 

 

 

 

 

 

 

 

 این آخرین عکسی است که با دوربین سونی گرفتیم. حیف دوربین خیلی خوبی بود.

  

با یاد حق شاد باشید

خانواده شاد

علی خادمی

Ali Khademi

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        ۱۳۸٧/٥/٢٤ - عباسعلی خادمی