آنان همه از تبار خوبان بودند

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

آلان مدتی است که از کانال تلوزیونی آی فیلم سریال "شوق پرواز" پخش می شود. این سریال سرگذشت شهید عباس بابایی است. نوجوانان ساکن خانه پدری را نمی دانم ولی برای اعضای جونیور خانواده شاد که درکی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ندارند؛ تامل برانگیز است. تمام دنیا یک طرف و ایران یک طرف دیگر. یک طرف دست خالی و طرف دیگر صاحب همه چیز. گفتم جنگ تحمیلی ولی قطعا این صفتی است که ما در خانه پدری برای هشت سال جنگ می شناسیم ولی واقعیت این است که سایر ممالک دنیا خیلی اینطوری فکر نمی کنند و این چنین تبلیغ نمی کنند. بگذریم.

دوران جنگ؛ هزینه های بسیار زیادی را برای خانه پدری در برداشت. هزینه هایی که بخشی از آن ثبت شده و مشخص است و هزینه هایی که به نظرم به علت عدم وجود مستندات تاریخی و یا عدم وجود شاهدان و دست اندرکاران و تصمیم گیران دوران جنگ؛ مشخص نیستند. هزینه هایی به خاطر مطالبه آنها جنگ ادامه پیدا کرد ولی اکنون آن مطالبات سوخت شده اند. متجاوز حاضر نشد شروع جنگ را قبول کرده و غرامت بپردازد. مسئول مستقیم جنگ و کسانی چون علی شمیایی و طارق عزیز پس از پایان تاریخ مصرف ؛ توسط غربی ها و برای آنکه اسرار هویدا نشود؛ معدوم شدند و صدالبته هنوز داغ عزیزان از دست رفته بر دل معدود پدران و مادران و تعدادی از همسران و فرزندگان شهدای جنگ باقی است هرچند که بیشتر از بیست سال از پایان جنگ و آتش بس ( و نه امضای صلح نامه ) می گذرد.

در آن ایام؛ برای ما بسیار عادی بود که خبر رجعت بدن پاک دوستان و همکلاسی ها را بشنویم و در مراسم عزاداری آنها شرکت کنیم و به یکدیگر تبریک و تسلیت بگوییم و آرزو کنیم که دستانمان به ضریح شش گوشه امام حسین (ع) برسد ولی اکنون شهدا نیستند تا ببینند که کاروانهای زیارتی دسته دسته به کربلای معلا مشرف می شوند و دیگر تشرف به کربلا یک آرزو نیست.

امروز بیست و ششمین ٢۴ دی ماه است که جای شهید امیرحسین خادمی در میان ما خالی است و بدن پاکش در قطعه ۵٣ شهدا در بهشت زهرا و در کنار بسیاری از شهدای دیگر آرمیده است.

کربلای ۵ آخرین عملیاتی بود که او در آن شرکت داشت. در آخرین عملیات او غواص خط شکن بود و این بیت بر روی سنگ مزار وی درج شده است:

آنان همه از تبار خوبان بودند                     آنگونه که لحظه ای نمی آسودند

راهی که من و توایم سرگشته آن              آنان همگی به لحظه ای پیمودند

یاد او و سایر شهدای جنگ مانند مهدی فلاح؛ بهروز دلاور؛ حسن زندی؛ سید کاظم فاطمی؛ محمود غضنفری ؛ تاجزاد و سایر همکلاسی هایی که بعد از بیست و چند سال حافظه ام یاری نکرد تا نام آنها را در این مجال ذکر کنم؛ همواره گرامی باد. هرچند که در روزگار امروز همه چیز عوض شده است ولی به نظرم یک سوال مهم هنوز بی پاسخ مانده است. چقدر هزینه تحمیل شد و در ازای این هزینه چه بدست آمد؟

اگر چه در فضای اینترنتی نمی توان خرمایی را تعارف کرد ولی امیدوارم که شما فاتحه ای را نثار ارواح آن عزیزان بنمایید و به یاد داشته باشید که اگر آن فداکاری های خالصانه تبار خوبان نبود معلوم نبود که هریک از ما الآن کجا بودیم. قطعا قصد صدام و عراقی ها آزادسازی ایران و ایرانی نبود.

می توانید مطلب مرتبط  شهادت امیرحسین را در اینجا بخوانید.

با یاد حق به یاد تبار خوبان باشید.

خانواده شاد

علی خادمی

/ 2 نظر / 58 بازدید
فاطمه(من و همسرم و یه دنیا خوشبختی)

خدا برادرتون و سایر شهدا رو رحمت کنه که جانشون رو برایب این مملکت فدا کردن روحشون شاد باشه

امیرحسین خادمی

سلام علی آقا بازم ممنون بابت اینکه به وبلاگ من سر میزنید ... بنده اطلاع نداشتم که شما از خانواده معزز شهدا هستید ... خوشا به سعادتون ... ان شا الله که برادرتون شفیع هممون باشن در آخرت ...