سالگرد ورود به کانادا

سرآغاز کلام با نام زیبای حق؛

 

زمان خیلی سریع می گذرد. همین دوازده سال و چهار روز پیش بود که پا به این دیار گذاشتیم. روزی که به این دیار آمدیم می توانستیم بچه ها را قلم دوش کنیم. اما الان زمانه فرق کرده است. امیر به خواست خداوند؛ از هم اکنون دانشچوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه یورک است و از مهر ماه به دانشگاه می رود و قامت علیرضا هم از قامت من بلندتر شده است. 

صرف نظر از مطالب مرتب با ورود ما به کانادا؛ بعضا پیش می آید که از ما می پرسند چرا ترک جلای وطن کردید و آیا این را به دیگران هم توصیه می کنید یا نه؟

این بحثی مفصل است و در قالب چند خط نمی توان آن را جمع و جور کرد. از سوی دیگر این بحثی است که برای همه نمی توان یک نسخه واحد نوشت. به نظر من صرف نظر از فرمان الهی برای سیر و گذر در کره خاکی ( با هدف پندآموزی ) ؛ اگر می توانید و امکانات آنرا دارید؛ باید برای مدتی نه به عنوان یک گردشگر ؛ بلکه به عنوان سکونت در دیاری عیر از خانه پدری خود زندگی کنید. عمران معاش کنید و با سایر فرهنگ ها آشنا شوید. خود را به چالش بکشید و به قول معروف ببینید که چند مرده حلاجید. و صد البته چیزهای جدیدی را تجربه کنید که امکان تجربه آنها را در خانه پدری نداشته اید.

اما از چالشها گفتم. بخشی از چالشها برخواسته از آرمانها و ایدئولوژی شما است. اگر مقید به ججاب هستید؛ اگر مقید به رعایت اصول دین توسط فرزندانتان هستید؛ اگر خطوط قرمز شما قدری با خطوط قرمز دیگران متفاوت است؛ قطعا چالشهای شما با چالشهای کسی که مقید به حجاب و رعایت برخی از اصول دین نیست ؛ متفاوت خواهد بود. در واقع یکی از چالشهای اصلی ؛ بارز بودن تفاوت شما با دیگران است. اگر برای شما مهم است که پوشش فرزند شما در اجتماع چگونه است و یا برایتان مهم است که فرزند شما چشم خود را بر گوشت غیر حلال ببندد و همانگونه که عموم جامعه رفتار می کنند؛ رفتار نکند؛  قطعا با چالشهایی مواجه خواهید شد که همسویان فرهنگ جامعه ؛ آنها را حتی ممکن است حس نکنند.

چالشهای دیگری هم هست که خواستگاه آنها ؛ مستقیما اصول و آرمانهای شما نیست. اولین و مهمترین آنها این است که پس از مهاجرت ؛ خودتان هستید و خودتان. دیگر بستگان درجه اول و دوم و ...  و دوستان و آشنایان شما دور و بر شما نیستند که زیر بال و پر شما را بگیرند. برخی ممکن است به کمک های پدر و یا مادر وابسته باشند. از گرفتن کمک های فکری گرفته تا نگاهداری بچه ها و انواع و اقسام چیزهای دیگر. به هر حال وابستگی ؛ وابستگی است و قطع وابستگی ؛ خودش یک چالش خیلی بزرگ است.

چالشهای مهم دیگری هم هست. مثلا چالش عمران معاش. در این کره خاکی همه نیاز دارند تا کار کنند و پولی در بیاورند و چرخ زندگی را بچرخانند و خدا نکند که این چرخ نچرخد؛ که در این صورت شالوده زندگی و خانواده از هم می پاشد. فرقی هم نمی کند که ساکن خانه پدری باشید و یا ترک جلای وطن کرده باشید و پا به دیاری جدید گذاشته باشید. به اظراف خود نگاه کنید. چقدر از اطرافیان شما به واسطه این چالش ؛ دچار مشکلات جدی شده اند؟ البته مدیریت این چالش وقتی که در خانه پدری باشید و به هر حال اقوام و خویشاوندان دور و بر شما باشند ؛ ممکن است ساده تر باشد. اما امان از وقتی که خودتان هستید و خودتان. صرف نظر از آنکه روزی رسان اصلی خداوند متعال است؛ به هر حال ورود به یک دیار جدید ؛ می طلبد که چالشهای جدیدی را بپذیرید.

مهاجرت سختی دارد چون باید ریشه خود و خانواده خود را جابجا کنید. حتی جابجایی یک درخت ممکن است به خشکی درخت بیانجامد. اما برنامه ریزی دقیق امکان رشد بیشتر به درخت می دهد. حضور در یک دیار جدید نکات مثبت و منفی خودش را دارد. آشنایی با فرهنگ جدید؛ دیدن جاهای جدید؛ ایجاد سبک جدیدی از زندگی؛ تجربه زندگی متفاوت؛ تجربه هوایی تمیزتر؛ تجربه عدم حضور مستقیم سیاست در زندگی روزمره شما؛ عدم حضور ملموس تورم در زندگی شما؛ عدم حضور ملموس حکومت در زندگی خصوصی شما از نکات مثبتی است که می توانم به آنها اشاره کنم. به خاطر داشته باشید آسمان ؛ همه جا آبی رنگ است و شما هیچ حایی را نمی توانید پیدا کنید که حکومت در زندگی خضوصی مردم دخالت نکند. 

اگر در فکر مهاجرت هستید؛ به تمام ابعاد آن فکر کنید. برای آن برنامه ریزی کنید. به یاد داشته باشید؛ این یک فرآیند چند ساله است. امروز ممکن است کوپن شما یک نفره و یا دو نفره باشد ولی تا چند سال دیگر ممکن است تعداد نفرات خانواده شما فرق کرده باشد. حتی آرمانها و ایده آل های امروز شما ممکن است با ایده آل های چند سال پیش و یا چند سال آینده شما متفاوت باشد.

بی تعارف بگویم؛ در این ایام؛ مهاجرت بدون پشتوانه مالی آنهم برای یک خانواده مشکل است. مخصوصا که از قضای روزگار و یا از مدیریت مدیران خانه پدری؛ ریال ملی بسیار بی ارزش است. فکرش را بکنید؛ صد میلیون تومان معادل حداکثر سی هزار دلار کانادا می شود. خرج یک خانواده چهار نفره در این دیار فکر نمی کنم کمتر از ماهی 4200 دلار باشد. نداشتن معیشت خوب در این دیار؛ باعث می شود که سختی های حضور در یک دیار جدید بیشتر به رخ شما کشیده شود.

به نظر من غیر ممکن است که بتوانید مدینه فاضله را پیدا کنید. همین جا است که انتظار برای مهدی موعود (عح) معنی پیدا می کند. آسیب های اجتماعی این دیار از سایر دیارها هم کمتر نیست. مثلا مواد مخدر همه جا هست. تعداد مساجد این دیار با تعداد کلاب های شبانه ؛ بارها و استریت کلاب ها اصلا قابل مقایسه نیست. ولی تفاوت این دیار با خانه پدری در آن است که شما می توانید بین مسجد و کلاب یکی را انتخاب کنید. همواره گفته ام که مهم نیست که مشروبات الکلی دم دست نباشد و ننوشید. مهم آن است که دم دستت باشد ولی به آن نزدیک نشوید.

بگذریم ؛ در تمام مدت حضور ما در این دیار ؛ عطیه خانم با تمام چالشها و کاستی های زندگی ما ساخته و در کنار من بوده است. خدا به او خیر بدهد. دوستت دارم عطیه جان. انشاءالله که همیشه سلامت باشی.

 

با یاد حق شاد باشید 

خانواده شاد

علی خادمی

/ 3 نظر / 45 بازدید
لاله

salam ...khanandeye hamishegi veblabe zende va baneshat shoma hastam vorod agha amir ro be daneshgah tabrik migam lotfan dar morede daneshgah ha ye onja ham matalebi baramon bezarid mamnon..

سحر

با سلام و آرزوی موفقیت برای شما و خانواده محترم و همچنین امیر حسین که انشا...درجات علمی رو یکی بعد از دیگری با موفقیت پشت سر بگذارند....

داود محمودی

سلام مدتها بود به هر دلیلی نتوانستم به سایت شما سر بزنم وحالا خوشحالم کما کان پر انرژی هستید.